|
|
|
|
|
کوتاه اما خواندنی بدون تعطیلی پدر ومادر بودن ،تنها وظیفه ای است که مرخصی ندارد ،تعطیلات ندارد،بازنشستگی ندارد. بزر ترین دارایی فرزندان چون معرن طلا، ارزشمندترین دارایی پدر ومادر ند ومهم میزان اطلاعات پدر ومادر است که چگونه این معدن را استخراج کنند. دوستت دارم (( دوستت دارم )) جمله ی کوتاهی است که وقتی اعضای خانواده آن را به همدیگر هدیه می دهند ،نتایج بزرگی به ارمغان دارد. چه چیز یاد گرفته ای؟ وقتی از فرزند یکی از علما که به مدارج بالای علمی دست یافته بود علت موفقیت را پرسیدند ، گفت : هیچ وقت پدرم از من نپرسید امروز چند گرفته ای ؟ همیشه می گفت : امروز چه چیزی یاد گرفته ای ؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 18:1 توسط مهدی رضائی ریابی
|
|
||
|
|
|
|
|
زندگی نبرد برخوردها برخوردها را مي توان به انواع زير تقسيم كرد : مثبت و منفي – جسمي و غير جسمي - مشروط و غير مشروط هر برخوردي خواه مثبت يا منفي و خواه جسمي يا غير جسمي مي تواند شرطي يا غير شرطي باشد . برخوردهاي شرطي در پاسخ به موقعيت ها يا عملكردهاي خاصي صورت مي گيرند و ناگهاني نيستند . اين برخوردها برنامه ريزي شده اند و معمولا مي توان انتظار آنها را داشت . ارسال كارت تبريك سال نو ، هداياي روز تولد و . . . نمونه هايي از برخورد شرطي هستند . برخوردهاي غير شرطي مانند دريافت نامه اي غير منتظره از يك دوست ، بيشتر مايه شادي ، هستند زيرا خود انگيخته بوده و غير قابل پيش بيني هستند .
بعضي از محققان تاثير برخوردها را با يك حساب بانكي كه داراي ستون بستانكار و بدهكار است مقايسه كرده اند مابه التفاوت ميان برخوردهاي مثبت كه در ستون بستانكار منظور مي شود و برخوردهاي منفي كه در ستون بدهكار نوشته مي شود تراز برخورد را نشان مي دهد . اگر داراي تراز برخورد مثبت ( بستانكار ) باشيم ، احساس اطمينان مي كنيم و با آرامش و آمادگي در برابر شكستها مقاومت خواهيم كرد . اما گر داراي تراز برخورد منفي ( بدهكار ) باشيم . آستانه تحمل ما پايين خواهد امد و خيلي راحت تر عقب نشيني خواهیم كرد . بسياري از انواع رفتارهاي غير عادي و بيماريهاي روحي را مي توان ناشي از منفي بودن تراز برخورد دانست . (طيب و خادميان ، 1377. 56 )
زندگي را نبرد برخوردها خواند ه اند . بعضي از محققان بر اين باورند كه همين نبرد موجب ارزشمند شدن زندگي مي شود ، آن را هدفمند مي سازد و به آن معنا مي بخشد . اگر به يك سگ توجه كافي كنيد ، او را نوازش كنيد ، با او به پياده روي برويد ، به گرمي در آغوشش بگيريد ، پاداشهاي كوچكي به او بدهيد ، آرام و متوازن خواهد بود و به خوبي رفتار خواهد كرد . اما اگر برخوردهاي منفي ببيند ممكن است درنده خو يا چاپلوس شود . همچنين سگي كه نياز به برخوردهاي مثبت دارد ، آن را تقاضا مي كند . همه ما سر و صدا ، شادي و دم تكان دادنهاي سگ هنگام بازگشت صاحبش به خانه كه براي خوشامد گويي صورت مي گيرد را شاهد بوده ايم . ( طيب و خادميان ، 1377. 57 )
بچه ها در كودكي در موقعيتهاي زيادي قرار مي گيرند كه براي انها منفي محسوب مي گردد . مثلا بيش از حد كوچك هستند و نمي توانند بند كفش خود را ببندند ، اشيا از دستشان مي افتد مجبورند خيلي زود به رختخواب بروند و غيره . براي جبران و مقابله با اين برخوردهاي منفي ، كودك خواهان عشق و محبت و اطمينان اطرافيان يعني خواهان برخوردهاي جسمي و غير جسمي مي شود . « لطفا بغلم كن » . اگر كودكي نتواند برخوردهاي جسمي مثبتي را كه نياز دارد برقرار كند طبعا با برخوردهاي منفي وارد عمل مي شود . مثلا كودكاني كه در مدرسه مورد تشويق قرار نمي گيرند و والدينشان وقت چنداني صرف نمي كنند معمولا يا پرخاشجو مي شوند يا مايه دردسر يا دلقك كلاس . بزرگسالاني كه برخوردهاي مثبت كمي داشته باشند لبخندهايشان رنگ مي بازد ، گلايه ها شروع مي شود و به دنبال كسي يا چيزي مانند دولت ، آب و هوا يا نسل جديد مي گردند كه سرزنش اش كنند . ( طيب و خادميان ، 1377. 57 )
در يك آزمايش بچه ميموني را كمي پس از تولد از مادرش جدا كردند و در يك قفس جداگانه با كف چوبي سختي گذاشتند . به او با يك شيشه شير بچه كه به كمك بازويي درون قفس فرستاده مي شد غذاي كافي مي دادند ، اما هيچ چيز نرمي كه بتواند آن را لمس كند به او داده نشد . پس از مدتي بچه ميمون ، نه از گرسنگي بلكه از نداشتن تماس جسمي مرد . وقتي مغز اين ميمون را در زير ميكروسكوپ بررسي كردند مشخص شد كه تغيير شكل داده و تحليل رفته است . ( طيب و خادميان ، 1377 . 53) آزمايشهاي مشابه روي بچه ميمونهاي ديگري انجام شد و آنها را به درجات مختلف در تماس فيزيكي با مادرشان قرار دادند ، نتايج شگفت آور بود . ميموني كه تنها تماس محدودي با مادرش داشت زنده ماند ولي نمي توانست با ديگر ميمونهايي كه به طور طبيعي بزرگ شده بودند درست ارتباط برقرار كند ، ميمون مزبور بسيار پرخاشجو شده بود و به مراتب بيش از همسالان خود استعداد بيمار شدن داشت . ( طيب و خادميان ، 1377. 53 )
بعضي از آزمايشهاي انجام شده روي ميمونها در مورد كودكان نيز به كار گرفته شده و آشكار گرديده است كه كودكان بلافاصله پس از تولد نياز به تماس جسمي دارند . ميزان تماس جسمي در اوايل زندگي بچه ها تاثير مشخصي روي رشد آنها دارد . ( طيب و خادميان ، 1377. 54 )
در يك قبيله آفريقايي ديده شده است كه بچه ها در چهار ماهگي راه مي روند و خيلي زود زبان باز مي كنند اين مسئله به سنتهاي اين قبيله بازمي گشت كه بنا بر آن روزانه تماس جسمي گرم و نزديكي با كودك برقرار مي شود . ( طيب و خادميان ، 1377 . 54)
نوزادان زود رسي كه در داخل انكوباتور قرار داده مي شوند آهسته تر از نوزاداني كه دوره 9 ماهه را به طور كامل در شكم مادر سپري كرده اند رشد مي كنند . يكي از دلايل اين كندي رشد فقدان تماس جسمي است . در آمريكا و انگليس پزشكان از پوستهاي گوسفند ضد عفوني شده اي به عنوان پوشش بچه ها در انكوباتور استفاده كردند و به اين نتيجه رسيدند كه غذاي كودكان بيشتر و آهنگ رشد آنها سريعتر مي شود . ( طيب و خادميان ، 1377 . 54)
در يك بيمارستان آموزشي در انگلستان بررسي هاي انجام شده روي سالخوردگان مبتلا به حمله قلبي كه تنها زندگي مي كردند ، نشان داد كه اگر آنان در منزل از گربه يا حيوان خانگي ديگري مراقبت كنند شانس بيشتري براي ادامه حيات خواهند داشت . يكي از دلايل اين امر نياز حيوانات خانگي به تماس جسمي است ، يعني گربه جوياي نوازشهاي صاحبش است ، از اين رهگذر صاحب گربه نيز سود مي برد . ( طيب و خادميان ، 1377 . 54)
در يك پژوهش از تعدادي از مراجعه كنندگان به يك كتابخانه عمومي هنگام دريافت كتاب از كتابدار مسئول با يك دوربين مخفي فيلمبرداري مي شد . از كتابداران خواسته شد تا هر چه كمتر به امانت گيرندگان كتاب توجه كنند و بكوشند تا بدون لبخند زدن يا نگاه كردن به چشم طرف مقابل يا سلام و احوالپرسي يا دست دادن ، با بي اعتنايي كامل با مراجعه كنندگان روبرو شوند .هنگام خروج از مراجعه كنندگان پرسيده شد چه نظري در مورد اين كتابخانه دارند . تمامي آنان در يك مورد هم نظر بودند و آن اينكه ارائه خدمات در اين كتابخانه نامطلوب است . و اين همان نتيجه اي بود كه انتظارش مي رفت . اما نكته شگفت آور آن بود كه تنها تعداد كمي از مراجعه كنندگان هنگام شكايت از خدمات كتابخانه به برخورد نامطلوب كتابداران اشاره مي كردند . به عقيده آنان احساس نامطلوبي كه در آنها ايجاد شده بود ناشي از نامطلوب بودن نحوه نورپردازي ، دشوار بودن سيستم شماره گذاري بر روي كتابها و . . بود . تعدادي از مراجعان نيز شكايت داشتند كه هرگز كتاب مطلوبشان را پيدا نكرده اند و ناچار شده اند در نوبت بمانند . در بخش دوم اين آزمايش از كتابداران خواسته شد تا در چشمان امانت گيرندگان نگاه كنند . هنگام ثبت كتاب نام امانت گيرنده را ذكر كنند . هنگام تحويل كتاب به طور تصادفي دست امانت گيرنده را لمس كنند . بار ديگر از مراجعه كنندگان با همان دوربين مخفي فيلمبرداري شد و هنگام خروج از كتابخانه با آنان مصاحبه به عمل آمد . واكنش مراجعه كنندگان كاملا متفاوت بود . تقريبا همه آنها از نحوه ارائه خدمات در كتابخانه خشنود بودند اين بار نيز تعداد كمي از مراجعان به جنبه انساني خدمات رساني اشاره مي كردند ، در حالي كه اين تنها عنصري بود كه اين بار تغيير كرده بود . بسياري بر آن بودند كه رضايت آنان حاصل نورپردازي مطلوب ، مناسب بودن نحوه شماره گذاري و طبقه بندي كتابها و غيره است . بيشتر اين افراد مي پذيرفتند كه احتمال داشته كتابهاي پرطرفدار نزد ديگران به امانت باشد و از نظر آنان در نوبت ماندن براي دريافت اين كتاب ها كار دشواري نبود . ( طيب و خادميان ، 1377 . 10) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 17:43 توسط مهدی رضائی ریابی
|
|
||