تبليغاتX
تعلیم و تربیت ابتدائی
اهمیت تعلیم و تربیت در دوره ابتدائی و نقش والدین و مربیان

مقدمه

اساسی‌ترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدف‌های آموزشی ، معلم است. اوست که می‌تواند حتی نقص کتاب‌های درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس ، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیطی غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند. در فرایند تدریس ، تنها تجارب و دیدگاه‌های علمی معلم نیست که موثر واقع می‌شود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تاثیر می‌گذارد.

دیدگاه معلم و فلسفه‌ای که به آن اعتقاد دارد، در چگونگی کار او تاثیر شدیدی می‌گذارد، بطوری که او را از حالت شخصیتی که فقط در تدریس مهارت دارد خارج می‌کند و به صورت انسان اندیشمندی در می‌آورد که مسئولیت تربیت انسان‌ها را بر عهده دارد. بر شمردن ویژگی‌های معلم کار چندان آسانی نیست. زیرا جوامع مختلف با فلسفه‌ها و نگرش‌های مختلف ، انتظارات متفاوتی از معلم دارند. ولی می‌توان کم و بیش به مشترکاتی که معلمان در همه جا لازم است داشته باشند، اشاره کرد.

ویژگی‌های شخصیتی معلم و نقش آن در تدریس

*معلم شاگرد نگر (شاگرد نگر فردی - شاگرد نگر جمعی )

*معلم درس نگر ( علمی و فلسفی)

معلم شاگرد نگر

این گروه از معلمان ، شاگردان را هسته مرکزی فعالیت خود قرار می‌دهند. آنان را محور اصلی فعالیت‌های آموزشی می‌دانند. آنان فعالیت و رشد همه جانبه شاگردان را در نظر می‌گیرند و مواد درسی و انتقال دانش را برای پرورش آنها به کار می‌برند. این گروه به طور کلی ، به پرورش استعداد شاگردان شوق فراوان دارند. البته نباید تصور کرد که معلمان دیگر هیچ توجهی به شاگردان ندارند.

بلکه می‌توان گفت که این دسته از معلمان بیشتر از دیگران ، شاگردان را در نظر می‌گیرند و رفتارشان نسبت به شاگردان به گونه‌ای است که توجه هر مشاهده کننده‌ای را در نخستین برخورد به خود جلب می‌کنند. گروه شاگرد نگر را می‌توان به دو دسته کوچکتر در شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی تقسیم کرد.

شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی

شاگرد نگر فردی به ویژگی‌های فردی شاگردان ، بیشتر توجه دارد و یکایک آنان را شناسایی و با هر کدام مطابق خصوصیات فردی‌اش رفتار می‌کند.در حالیکه شاگرد نگر جمعی بیشتر به جمع شاگردان و پرورش جمعی آنها توجه دارد. این گروه از معلمان با استفاده از روان‌شناسی پرورشی و روان‌شناسی نوجوانی در جهت تربیت و پیشرفت کلی همه شاگردان تلاش می‌کنند. رفتار این معلمان نسبت به رفتار معلمان شاگردنگر فردی رسمی‌تر است. این دسته از معلمان چندان به عواطف و در خواست‌های شاگردان توجه ندارند.

معلمان درس نگر

معلمان درس نگر بیشتر به درس اهمیت می‌دهند تا پرورش شاگرد. تمام کوشش آنها بر این است که به هر طریقی که شد، درس را به شاگرد انتقال دهند. گروه درس‌نگر ، به شاگردان و تفاوت‌های فردی آنها توجه ندارند، یا آن را چندان مهم تلقی نمی‌کنند. به نظر این گروه شاگردان موظفند که درس را بطور کامل یاد بگیرند و به معلم پس دهند.

به اعتقاد افراد این گروه ، حقایق علمی شاگردان را برای زندگی اجتماعی آماده می‌سازند و به همین دلیل ، کسب دانش در درجه اول اهمیت قرار دارد. گروه درس نگر را نیز می‌توان به دو گروه کوچکتر درس نگر علمی و درس نگر فلسفی تقسیم کرد.

درس نگر علمی

گروه درس نگر علمی بیشتر به رشته‌های علمی علاقه‌مند هستند و می‌کوشند تا از این نظر دانش خود را رور بروز گسترش دهند. با آنکه مطالب درسی آنها گیرایی درس‌های فلسفی و اجتماعی را ندارند، به سبب اطلاعات وسیعی که در رشته‌های علمی دارند، می‌توانند شاگردان را به سوی خود جلب کنند. تاثیری که معلمان درس نگر علمی در شاگردان می‌گذارند، ناشی از شخصیت آنان نیست، بلکه زاده وسعت اطلاعات آنهاست.

چنین تاثیری معمولا تعلیمی است نه تربیتی ، ولی بطور غیر مستقیم شاهد تاثیر تربیتی هم هستیم. اگر چه علاقه این گروه از معلمان بیشتر به رشته‌های علمی و مواد درسی است تا شاگردان ، دلبستگی آنها به علم باعث می‌شود که گاهی شاگردان با علاقه فراوان در کلاس درسشان حاضر شوند.

درس نگر فلسفی

گروه درس نگر فلسفی با اینکه به درس بیشتر از شاگردان توجه دارند، اما چون اغلب به مسائل کلی و اجتماعی می‌پردازند، کلاسشان گیرا می‌باشد. شاگردان نسبت به این معلمان گرایش بیشتری دارند. این گروه با شخصیت بارزی که دارند، به عنوان سرمشق و انسان آرمانی مورد توجه شاگردان واقع می‌شوند.

چنین معلمانی به فردیت شاگردان توجه نمی‌کنند و به روش تدریس هم اعتنایی ندارند، اما به علت آرمانگرایی خاص و شخصیت بارز و نافذی که دارند، شاگردان جذب آنها می‌شوند. و گاه تمام رفتار و عقاید معلمان خود را مو به مو اجرا می‌کنند و هیچ گونه ابتکار و نوآوری از خود نشان نمی‌دهند.

تاثیر شخصیت علمی معلم بر فرایند تدریس

معلم هر اندازه دارای رفتار انسانی مطلوبی باشد، ولی از نظر علمی ضعیف و ناتوان تلقی شود، مورد قبول شاگردان واقع نخواهد شد. شخصیت متعادل همراه با تسلط علمی معلم ، او را از نظر شاگردان با ارزش و اعتبار می‌سازد. معلمی از نظر علمی قوی است که به روش‌های ارائه محتوا و چگونگی برقراری ارتباط، آگاه و بر آنها مسلط باشد.

روش تدریس باید متناسب با اصول و پرورش و خصوصیات شاگردان انتخاب شود. زیرا وظیفه اصلی معلم فقط درس دادن و پس گرفتن درس نیست، بلکه مهمترین وظیفه او همکاری و راهنمایی یکایک شاگردان برای رسیدن به هدف‌های مطلوب تعلیم و تربیت است.

کاربردها

تسلط بر محتوای درس ، از ویژگی‌های معلم است، با وجود اینکه دامنه علوم حتی در یک رشته خاص بسیار وسیع و گسترده شده است و کمتر کسی می‌تواند به همه آنها دست یابد، لازم است که معلم حداقل بر مطالبی که تدریس می‌کند، مسلط باشد. آموزش و پرورش هر جامعه با توجه به تاریخ و فرهنگ آن جامعه شکل خاصی به خود می‌گیرد.


  • معلم آگاه و مسلط باید با تاکید بر آن فرهنگ خاص و با توجه به شرایط تاریخی جامعه کوشش کند تا شاگردان را به ارزش‌های والای جامعه پیشرفته و انسانی آشنا کند.

  • معلم علاوه بر داشتن محتوای غنی علمی ، باید از فنون و مهارت‌های آموزشی آگاه باشد. او باید هدف‌های آموزش و پرورش را بشناسد و با این شناخت به فعالیت‌های آموزش خود جهت بدهد.

  • معلم ، باید علاوه برداشتن محتوای غنی علمی و آشنایی با روش‌های تدریس ، با برنامه‌ریزی طراحی آموزشی آشنا باشد.

  • معلم باید در زندگی اجتماعی نیز راهنمای شاگردان باشد. راهنمایی معلمان سبب می‌شود که زندگی واقعی در نظر شاگردان معنی پیدا کند.

  • معلم چه شاگرد نگر باشد چه درس نگر ، ممکن است در رفتار خود با شاگردان رفاقت‌طلب یا اقتدار‌طلب باشد. اما در حالت کلی باید میانه‌روی را نیز مدنظر داشته باشد تا دچار مشکل نشود.

ارتباط با سایر علوم

عوامل موثر بر تدریس و از جمله عامل شخصیت رفتاری و علمی معلم از مباحث بسیار مهم در علوم تربیتی و روان‌شناسی ، مهارت‌های آموزشی ، فنون تدریس و حتی علوم اجتماعی و... می‌باشد.

چشم انداز

آشنایی با ویژگی‌های شخصیتی معلمان ، برای کلیه دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت و دانشجویان که می‌خواهند در آینده به شغل شریف معلمی اشتغال ورزند، بسیار مفید خواهد بود. زیرا باعث می‌شود که آنان در درجه اول ، خود را از دریچه چشم دیگران ببینند و ارزیابی کنند و پس از شناسایی خود بکوشند تا خود را اصلاح کنند و هر روز گامی به جلو بروند و از این واقعیت غافل نباشند که شخصیت معلم همانند شخصیت شاگردان به مرور زمان کامل خواهد شد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:7  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

انسان موجود پیچیده و شگفت انگیزی است. هنگام رویارویی با یک انسان با دنیای عظیمی رو به رو می‌شویم که سیر در آن و یافتن پیچ و خم‌های آن مهارت و آگاهی زیادی را می‌طلبد. داشتن یک ارتباط کمابیش سالم با انسانهای اطرافمان ، مستلزم آشنا شدن با ویژگیهای عمده رفتاری آنان است. این آشنایی و مهارت علی‌رغم تصور عمومی ، نه تنها از طریق تحصیل و مطالعه بدست نمی‌آید بلکه نحوه سلوک با مردم هنری است.

احتمال دارد یک نانوا بیشتر از یک پزشک در آن ظاهر باشد. داشتن تعامل با اطرافیان‌مان در گرو شناختی صحیح و البته نه همه جانبه از افراد است چرا که هیچگاه نمی‌توان یک انسان را از تمامی جوانب شناخت. هنگامی که یک شناخت کلی از افراد بدست می‌آوریم می‌توانیم در جهت سازگار کردن خودمان با او و همچنین او با خودمان گامهای موثری برداریم.

آگاهی از فرایندهای شناختی شاگردان در سنین مختلف

از مهم‌ترین وظایف معلم است. زیرا فرایند رشد علایق شاگرد ، میزان انگیزش ، بلوغ عاطفی ، سوابق اجتماعی و تجارب گذشته از عواملی هستند که همواره در روش کار معلم در کلاس اثر می‌گذارند. شاگردان صفات زیادی مانند راستگویی ، دروغگویی ، شهامت ، ترس و اضطراب ، پرخاشگری ، تلاش و بسیاری از صفات مطلوب و نامطلوب را با خود از خانواده به درون مدرسه می‌آورند.

اگر معلمی تصور کند بدون شناخت شاگردان و بدون آگاهی از فرایند رشد ذهنی عاطفی و اجتماعی آنان و حتی بدون همکاری والدین می‌تواند در ادای وظایف آموزشی موفق باشد سخت در اشتباه است. معلم نمی‌تواند بدون توجه به ویژگیهای شاگردان آنان را به کار کردن وادارد و به عبارت دیگر کار را بر آنان تحمیل کند زیرا فعالیت‌های عقلی ، اخلاقی و اجتماعی شاگرد تابع اراده معلم نیست.

ساخت ذهنی ، هوش و تجارب علمی شاگرد 

ساخت ذهنی کودکان با بزرگسالان متفاوت است. بنابراین معلم باید برنامه و مواد آموزشی را مطابق با سطح درک و فهم شاگردان عرضه کند تا برای آنان قابل جذب باشد. یعنی برنامه درسی و نوع و مقدار تکلیف باید بر اساس مراحل رشد ذهنی و تواناییهای مختلف شاگردان پی‌ریزی شود. زیرا هر برنامه درسی برای همه سنین به یک اندازه مناسب نیست. معلم باید توجه داشته باشد که سیر تکوینی مراحل رشد از لحاظ سن و محتوای تفکر یک بار برای همیشه و بطور ثابت تعیین نشده است.

بنابراین او می‌تواند به مدد روشهای سالم ، بازده کار دانش آموزان را افزایش دهد حتی رشد معنوی آنان رابی آنکه به استحکام آن لطمه‌ای بزند تسریع کند. معلم باید به دانش آموز فرصت دهد تا او دانش خود را خود بسازد. کودکان بیشتر از آنکه به روش آموزش مستقیم نیازمند باشد به فرصتهای یادگیری مستقیم محتاجند. بنابراین بهتر است که معلمان تا حد امکان از آموزش و انتقال مستقیم بکاهند و به فراهم آوردن فرصتهای یادگیری و ترتیب دادن مواد آموزشی برای ایجاد موقعیت مطلوب یادگیری اقدام کنند.

موقعیت اجتماعی شاگرد

شاگردان در فرایند اجتماعی شدن ، نیازمند الگوی سالم هستند تا بتوانند ساخت مطلوب شدن را در خود بیافرینند. والدین و معلمان نخستین الگوهای موثر در تشکیل شخصیت به شمار می‌روند. مثلا وجهه‌ای که معلم در نظر شاگرد دارد، سبب می‌شود که شاگرد اظهارات وی را بپذیرد و این پذیرش او را از تفکر باز می‌دارد.

این عمل ، ایمان مبتنی بر اقتدار دیگران را جانشین اعتقاد فردی شاگرد می‌سازد و اجازه نمی‌دهد که در راه تفکر و گفت و شنود که موجود عقل است گام بردارد. در فرایند آموزش ، همکاری متقابل شاگردان به اندازه عمل بزرگسالان اهمیت دارد. این همکاری ، از لحاظ عملی ، بهتر از هر امر دیگری می‌تواند مبادله واقعی اندیشه را تسهیل کند و شاگردانی با ذهنهای نقاد و تفکر منطقی پرورش دهد.

برنامه درسی متکی بر رشد همه جانبه شاگرد

  • هدف آموزش و پرورش رفع نیازهای آنی و آتی شاگرد و جامعه است.
  • برنامه بر حسب منطقه و نوع مدرسه و توانایی شاگردان تنظیم می‌شود.
  • محتوای برنامه به فعالیتهای فردی و گروهی شاگردان بستگی دارد و معلم همواره نقش راهنما را بر عهده دارد.
  • یادگیری مواد درسی پیوسته و همواره با کشف و حل مسئله است.
  • معلمان در اجرای برنامه و انتخاب مواد درسی آزادی عمل و اختیارات بیشتری دارند.
  • نتیجه فعالیتهای آموزشی به صورت ارضا حس نیاز به یادگیری و کمک به رشد متعادل شخصیت شاگردان مورد بررسی قرار می‌گیرد.
  • تنطیم و پیشرفت برنامه‌های آموزشی امری مداوم و پی‌گیری است.

در چنین نظامی علایق تواناییها و نیازهای شاگردان محور فعالیتهای آموزشی قرار می‌گیرد. معلم ابتکار و خلاقیت بیشتری در امر تدریس از خود نشان می‌دهد. یادگیری به محفوضات ختم نمی‌شود، بلکه پرورش تفکر و رشد همه جانبه شاگرد مورد توجه واقع می‌شود. مدرسه با زندگی واقعی شاگردان ارتباط نزدیک دارد و شاگردان از بودن در مدرسه و فعالیتهای آن احساس لذت می‌کنند. در چنین نظامی ، برنامه به مجموعه کوششهای آموزشی ، طبق نقشه و طرحی که شاگرد خود در تنظیم آن سهیم بوده و موقعیتهایی که برای همکاری شاگردان با یکدیگر ایجاد شده است، اطلاق می‌شود.

تاثیر فضا و تجهیزات آموزشی در فرایند تدریس

معلم خوب در شرایط محدود نیز می‌تواند موثر واقع شود. اما شکی نیست که فضا و تجهیزات آموزشی مناسب در کیفیت تدریس معلم بسیار موثر است. کثرت شاگردان ، نداشتن میز و نیمکت ، کیفیت نامطلوب تخته کچی ، عدم نور کافی ، کلاسهای سرد و تاریک با پنجره‌های مشرف به خیابان ، می‌تواند به معلم در فرایند آموزشی و اتخاذ روش مناسب تدریس کمک کند.

تاثیر برنامه و ساختار نظام آموزشی در فرایند تدریس

ساخت نظام آموزشی هر جامعه اعم از نگرشها و باورها ، برنامه و آئین‌ها می‌تواند روش تدریس معلم را تحت تاثیر قرار دهد. آئین نامه‌های خشک و انعطاف ناپذیر ، تصمیم گیری‌های غیر تخصصی پشت درهای بسته ، توجه یا عدم توجه به نظام آموزشی به نیازهای شاگردان و جامعه ، عدم نظارت و کنترل و ارزشیابی‌های اصولی و غیر اصولی همه و همه می‌توانند فعالیت مدرسه از جمله تدریس معلم را تحت تاثیر قرار دهند. در بررسی ساختار نظام آموزشی از نظر برنامه و چگونگی اجرا دو نظام کاملا متمایز می‌توان تشخیص داد: برنامه متکی بر اصالت مواد درسی و برنامه متکی بر رشد همه جانبه شاگرد.

آینده بحث

تدریس معلم باید بر اساس نیاز ، علاقه و توانمندی‌های ذهنی شاگردان تنظیم شود البته این بدان معنی نیست که شاگردان هر چه دلشان خواست می‌توانند انجام بدهند، بلکه بدان معناست که فعالیت و کار مدرسه باید مورد علاقه و دلخواه شاگرد باشد. آنان باید خود شخصا عامل باشند نه اینکه اعمال و وظایف از طرف معلم بر آنها تحمیل شود. معلمان با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی ، اخلاقی و ذهنی دانش آموزان بهتر در مسیر آموزش و پرورش دانش آموزان عمل کنند.

همچنین آموزش و پرورش هر کشور باید به اندازه کافی فضا و تجهیزات آموزشی در اختیار مدارس قرار دهد تا معلمان با خیالی آسوده به جنبه‌های مختلف آموزشی بپردازند و دانش آموزان در یادگیری‌های خود احساس رغبت کنند. همچنین باید نظام آموزش و پرورش هر کشور برنامه ساختی معین داشته باشد تا از سردرگمی در حیطه فعالیتهای آموزشی و یادگیری جلوگیری شود.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:0  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

علوم تجربي پنجم ابتدايي


  بخش دوم - تغييرات ماده

مواد تغيير مي كنند:
مواد مختلف يعني عنصرها، تركيب ها و مخلوط ها هميشه به يك صورت باقي نمي مانند و ممكن است تغيير كنند و مي دانيم كه همه مواد از نظر رنگ، حجم، بو، سختي و نرمي با هم متفاوتند و علي رغم اين تفاوت ها پاره اي از مواد به هم شبيه اند.


شباهت هاي مواد عبارتند از :
1- همه مواد حجم دارند.
2- همه مواد وزن دارند.
3- ماده ي تشكيل دهنده همه مواد جرم آنها را تشكيل مي دهد.
4- همه مواد از مولكول تشكيل شده اند.
5- مولكول همه مواد از ذرات كوچك تري به نام اتم تشكيل شده است.


متغير فيزيكي و تغيير شيميايي
در بعضي تغييرات، جنس ماده عوض نمي شود، يعني ماده به ماده ديگري تبديل نمي گردد. به اين گونه تغييرات، تغييرات فيزيكي گفته مي شود. مانند تبخير آب و ذوب شدن يخ. در گروهي ديگري از تغييرات، خاصيت هاي ماده به كلي تغيير مي كند. يعني يك ماده به ماده ديگري تبديل مي شود. به چنين تغييراتي تغييرات شيميايي گفته مي شود. مانند پختن غذا، زرد شدن برگ درختان.


تغيير فيزيكي (آزمايش جوشانده آب، يخ زدن آب در فريزر)
وقتي آب بخار مي شود، مولكول آن تغيير نمي كنند، بلكه فاصله آنها از هم زياد مي شود و مولكول ها در هوا پراكنده مي شوند تبخير، يك تغيير فيزيكي است. اما اگر نان را روي حرارت بگيريم تا سياه شود، ديگر نان نيست بلكه تغيير شيميايي كرده و ماده ديگري به وجود آمده و مولكول هاي نان تغيير نكرده اند. آهن يك عنصر است. اگر يك وسيله آهني را در هواي مرطوب بگذاريد، دچار تغيير شيميايي مي شود زيرا در هوا، اكسيژن وجود دارد. اين ماده كه در اثر اين تغيير شيميايي به وجود آمده رنگ آهن ناميده مي شود كه به آن اكسيد آهن مي گويند. اكسيد آهن يك تركيب است. براي اينكه ماده اي تغيير كند مدتي زمان لازم است كه گاه مي توان مدت آن را پيش بيني كرد.



  پرسش هاي بخش 2
در جاي خالي كلمات مناسب بنويسيد.

1- تغيير رنگ و بوي مواد غذايي براي ما مضر است.
2- در تغيير شيميايي مواد، جنس آن عوض مي شود.
3- براي اينكه ماده اي تغيير كند بايد زماني از آن بگذرد.
4- نام علمي زنگ آهن اكسيد آهن است.
5- دوره آب در طبيعت، نتيجه تغييرات فيزيكي است.
6- هر نوع سوختن مواد يك تغيير شيميايي است.

 



  سؤالات تشريحي
1- مواد از چه ساخته شده اند؟ و به چه حالت هايي وجود دارند؟

از مولكول ساخته شده اند و به حالت هاي جامد، مايع و گاز هستند.
 



  2- تركيب چيست؟

وقتي اتم هاي تشكيل دهنده ي ماده اي يكسان نباشد به آن ماده تركيب مي گوئيم.
 



  3- از مواد زير كدام تركيب و كدام عنصر است؟

آب: تركيب
سنگ: تركيب
اكسيژن: عنصر
چوب: تركيب
نقره: عنصر
شيشه: تركيب
 



  4- مواد در چه خواصي مشترك هستند؟

همه مواد وزن، حجم و جرم دارند.
 



  5- در چه صورت ماده تغيير فيزيكي پيدا مي كند؟

در صورتي كه مولكول هايش تغيير نكند و به ماده ديگري تبديل نشود.
 



  6- عنصر در اثر تغيير دما تغيير فيزيكي پيدا مي كند يا تغيير شيميايي؟

تغيير فيزيكي پيدا مي كند. يعني به ماده ديگري تبديل نمي شود فقط تغيير حالت مي دهد.
 



  7- وقتي غذا فاسد مي شود چگونه تغييري در آن ايجاد مي شود؟

تغيير شيميايي ايجاد مي شود.
 



  8- وقتي شير فاسد مي شود و مي برد چه تغييري صورت مي گيرد؟

تغيير شيميايي پيدا مي كند
 



  9- اكسيد آهن چيست؟

تركيبي است از اكسيژن و آهن كه به آن زنگ آهن هم مي گوئيم و به رنگ قهوه اي است و به محكم بودن آهن نيست.
 



  10- فرق آهن و اكسيد آهن چيست؟

آهن عنصر است و اكسيد آهن تركيب. آهن خاكستري رنگ استولي اكسيد آهن قهوه اي و محكم است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 23:48  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

علوم تجربي پنجم ابتدايي


  بخش اول - ساختمان مواد

1- مانند دانشمندان فكر كنيد :
در سال هاي پيش آموختيد كه "مشاهده كني". يعني مشاهده كردن يك راه يادگيري است. مشاهده يعني استفاده از اندام هاي مختلف.

2- بپرسيد :
تحقيقات علمي معمولاً با چيزهايي شروع مي شوند كه درباره آنها اطمينان كافي نداريد. در اين مواقع پرسش هايي به ذهن شما مي رسد كه واقعاً مايليد به آنها جواب دهيد.

3- فرضيه بسازيد :
وقتي شما با استفاده از مشاهده به پرسش خود يك پاسخ احتمالي مي دهيد فرضيه سازي مي كنيد. اما فرضيه بايد قابل آزمايش كردن باشد. در غير اينصورت لازم است آن را عوض كنيد.

4- آزمايش كنيد :
معمولاً در آزمايش هاي مقايسه اي همه چيز را مشابه انتخاب مي كنند و فقط يك چيز را تغير مي دهند. در اين آزمايش هم فقط دماي آب در سه ليوان تفاوت داشت. (آزمايش تهيه آب ليمو).

5- يادداشت برداريد :
وقتي آزمايش را انجام مي دهيد مشاهده مي كنيد و اطلاعاتي به دست مي آوريد كه بايد آنها را يادداشت كنيد. تهيه نمودار و جدول، راهي براي رسيدن به نتيجه است براي كسب اطمينان از درستي نتيجه، لازم است آزمايش چند بار تكرار شود.

6- نتيجه بگيريد :
بعد از مطالعه اطلاعات به دست آمده، بايد از آنچه آموخته ايد نتيجه گيري كنيد. نتيجه بايد درباره فرضيه شما باشد. فرضيه ايي كه از راه هاي مختلفي درست در آيد، نظريه ناميده مي شود.



  ساختمان مواد:
ماده چيست؟

تمام چيزهاي غير زنده اي كه در اطراف ما هستند، ماده نام دارند. بعضي از مواد مانند چوب و سنگ شكل ثابتي دارند. موادي كه در دماي معمولي شكل آنها تغيير نكند، جامد هستند. موادي كه به شكل ظرف خودشان در آيند مايع هستند و موادي كه در فضا پخش مي شوند و با چشم ديده نمي شوند گاز هستند.


مواد از چه ساخته شده اند؟
اگر به دانه هاي شكر نگاه كنيد مي بينيد از دانه هاي بسيار ريزي درست شده است كه اين ذره هاي بسيار كوچك با چشم معمولي قابل مشاهده نيستند. پس با ميكروسكوپ ها ي بسيار قوي آن را هزاران برابر دشت مي كنند كه مي توان آنها را ديد. به هر كدام از اين ذره- ها يك مولكول شكر گفته مي شود. مولكول هر ماده با ماده ديگر متفاوت است و به همين دليل، مواد خاصيت هاي متفاوتي دارند. رنگ، بو و مزه از خاصيت هاي هر ماده هستند.


آيا مولكول ها حركت دارند؟
اگر در يك شيشه عطر را باز كنند و در جايي قرار دهيد، بوي آن در هواپخش شده و به مشام مي رسد. پس نتيجه مي گيريم كه مولكول هاي عطر پيوسته در حركتند و بوي عطر در هوا پراكنده مي شود. در تمام مواد مولكول پيوسته در حال جنبش هستند. بويي كه از شيشه عطر برمي خيزد همان مولكول هاي ماده است كه از ماده جدا مي شوند و به بيني ما وارد مي شوند.

حال اگر در يك ظرف روغن چند قطره آب بريزند و آنها را با وسيله اي به هم نزديك كنيد به هم مي پيوندند؛ يعني مولكول هاي هر ماده همديگر را مي يابند. ربايش مولكول ها در همه اجسام يكسان نيست. در بعضي مواد ربايش با شدت بسياري صورت مي گيرد مانند چوب كه نمي توانيم آن را با تست جدا كنيم.


وضع مولكول ها در مواد جامد، مايع و گاز چگونه است؟
در مواد جامد مولكول ها به هم نزديك اند و با نيروي زياد يكديگر را مي ربايند. مولكول ها در مواد جامد فقط در سر جاي خود مي لرزند؛ به همين دليل، شكل و حجم مواد جامد هميشه ثابت است و تغيير نمي كند.

در مواد مايع فاصله مولكول ها از هم بيشتر است. مولكول هاي مواد مايع مانند دانه هاي زنجير به هم متصل اند و زنجيرهاي كوچكي را به وجود آورده اند. مولكول هاي مواد جامع مي توانند آزادانه سُر بخورند و جابه جا شوند. به همين دليل يك مايع به شكل ظرف خود در مي آيد.

در بين مولكول هاي گاز تقريباً نيروي ربايش وجود ندارد. به همين دليل مولكول هاي گاز همديگر را نمي ربايند و آزادانه حركت مي كنند. فاصله بين مولكول هاي گازها از دو ماده ديگر بيشتر است. به همين دليل گازها در همه جا و در محيط اطراف خود پراكنده اند.


چرا مواد خاصيت متفاوتي دارند؟
مولكول ها از ذرات كوچك تري به نام اتم تشكيل شده اند. اگر اتم هايي كه مولكول هاي يك ماده را مي سازند يكسان باشند. به آن ماده عنصر مي گوئيم. گاز اكسيژن كه براي تنفس موجودات زنده ضروري است يك عنصر است. چون مولكول آن از دو اتم يكسان ساخته شده است. موادي مانند طلا، آلومينيم و آهن يك عنصر هستند.
اگر مولكول هاي يك ماده از دو يا چند نوع اتم ساخته شده باشد به آن ماده تركيب مي گوئيم. مانند آب كه از دو اتم ئيدروژن و يك اتم اكسيژن تشكيل شده است.
 



  پرسش هاي بخش 1
1- اتم هاي تشكيل دهنده كدام ماده مثل هم نمي باشد؟

1- اكسيژن
2- طلا
3- نمك
4- آلومينيم
 



  2- اتم هاي كدام دسته مواد مثل هم مي باشند؟

1- اكسيژن، ئيدروژن، الكل
2- آب، آهن، ئيدروژن
3- اكسيژن، آب، ئيدروژن
4- آهن، گوگرد، اكسيژن
 



  3- كداميك از مواد زير عنصر است ؟

1- نمك
2- اكسيژن
3- دي اكسيد كربن
4- نفت
 



  4- مواد در كدام يك از حالت هاي زير، تعداد جايي را كه اشغال مي كنند، ثابت است؟

1- گاز، مايع
2- جامد، گاز
3- جامد، مايع، گاز
4- مايع، جامد
 



  5- ربايش مولكولي در كداميك از مواد زير بسيار نادر است؟

1- شير
2- هوا
3- انگشتر
4- آب


سوال

 

يك

دو

سه

چهار

پنج

جواب

گزينه :

3

4

2

4

3

 



 
سؤالات تشريحي
1- چه چيزهايي با خاصيت يك ماده هستند؟

بو، رنگ، مزه
 



  2- جنبش مولكولي چيست؟

مولكول هاي يك ماده پيوسته در حال جنبش هستند. در مواد گازي شكل جنبش مولكول ها خيلي زياد و در مايعات نسبت به گازها كمتر است در اجسام جامد مولكول ها فقط در جاي خود مي لرزند.
 



  3- چرا چنبش مولكولي باعث نمي شود كه مواد از هم پراكنده مي شوند؟

زيرا ربايش مولكولي باعث مي شود مولكول هاي ماده يكديگر را بربايند.
 



  4- مولكول ها از چه ساخته شده اند؟

از اتم
 



  5- به چه موادي عنصر مي گوئيم؟

به موادي كه اتم هاي يكسان داشته باشند.
 



  6- به چه موادي تركيب مي گوئيم؟

به موادي كه از چند نوع اتم درست شده اند
 



  7- كدام نوع از مواد شكلشان تغيير مي كند؟

گاز و مايع
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 23:45  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

مقدمه

با شروع فصل بازگشایى مدارس بسیارى از مادرانى که فرزندان‌شان براى اولین بار به مدرسه مى‌روند، با مساله وجود ترس از مدرسه در کودکان‌شان مواجه هستند. اگر چه ترس از مدرسه ممکن است در کودکان دوره‌هاى مختلف تحصیلى وجود داشته باشد، ولى کودکان کلاس اول نوع ترس‌شان با کودکان دوره‌هاى دیگر متفاوت است. بعضى از آنان تقریبا دچار اختلال اضطراب جدایى از والدین بخصوص مادرشان هستند.




تصویر


اختلال اضطراب جدایى در هر سنى در کودکان ممکن است وجود داشته باشد. ولى کودکان در سنین مدرسه بیشتر آن را تجربه مى‌کنند. همه کودکان کم و بیش نسبت به والدین خود وابستگى عاطفى پیدا مى‌کنند و این وابستگى در حد تعادل هیچ‌گونه مشکلى را نه براى والدین و نه براى کودک بوجود نمى‌آورد. ولى بیشتر مادرها و به خصوص مادرانى که بیش از حد کودک را به خود وابسته کرده و مراقب رفتار و حرکات او هستند، از کودک خود شخصیتى منفعل مى‌سازند که حتى قادر نیست زمانى کوتاه دورى از مادر را تحمل کند.

معمولا مادران کودکانى که دچار اضطراب جدایى هستند، داراى ویژگى‌هایى مثل افراطى بودن، مضطرب بودن، بیش از حد اندازه حمایت کننده، مردد ، غیرمنطقى ، حساس و عاطفى را دارند و این اضطراب خود را با بیان افکار منفى و استرس‌زا به بچه‌ها منتقل مى‌کنند. آنها افرادى وسواسى ، کم تحمل ، نکته‌سنج و موشکاف هستند که احتمالا خود یا یکى از اطرافیان‌شان در کودکى دچار همین مشکل بوده‌اند.

علل ترس از مدرسه

ترس یا امتناع از رفتن به مدرسه بیش از آنکه علت شخصیتى و عاطفى داشته باشد، ناشى از یادگیرى است. مادر یا پدرى که در ارتباط خود با کودکان مفاهیم و نکته‌هاى منفى از محرک‌ها و مکان‌هایى مثل مدرسه یا درس خواندن مى‌دهند، وقتى تجربه‌هاى منفى توام با وحشت و ترس و اضطراب خود را از دوران تحصیل و مدرسه ، تنبیه و توبیخ‌ها به بچه‌ها انتقال مى‌دهند و از آنها مى‌خواهند که مواظب رفتارهایشان باشند، خواه ناخواه ، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنها مى‌کارند.

البته وابستگى بیش از حد به پدر و مادر و ترس از جدا شدن از آنها براى رفتن به مدرسه ممکن است علل دیگرى هم داشته باشد. والدینى که یکى از کودکان خود را در نتیجه بسیارى و یا عوامل دیگر از دست مى‌دهند، حساسیت خود را در مراقبت و نگهدارى از کودکان دیگر بیشتر مى‌کنند و همین باعث مى‌شود که کودکان ناخودآگاه اضطراب ناشى از جدایى از پدر و مادر را تجربه کنند. این ترس غیرمنطقى از جدایى و رفتن به مدرسه در هر سنى و در بین دختران و پسران دیده مى‌شود و در بین خانواده‌هایى که کودکان با فاصله‌هاى زیاد از یکدیگر متولد مى‌شوند بیشتر است.


تصویر


شدت این اضطراب تا اندازه‌اى است که کودکان در هنگام مدرسه رفتن مشکلات فراوانى را براى والدین ایجاد مى‌کنند. آوردن بهانه‌هاى مختلف مثل شکایت ناشى از دل درد ، سردرد و... از جمله آنها است. والدین ممکن است این بهانه‌ها را جدى گرفته و از رفتن کودک به مدرسه ممانعت کنند و همین باعث مى‌شود که ترس کودک هر روز بیشتر شود.

براى از بین بردن این اضطراب در کودکان چه باید کرد؟

قدم اول به عهده والدین است. پرهیز از وابسته کردن کودک به خود و عدم ایجاد تلقین‌هاى روحى مضر در کودکان زیر شش سال که ناشى از اضطراب جدا شدن از پدر و مادر است و ایجاد یک روحیه مستقل براى ایجاد آمادگى در کودک در مواجهه با کودکستان و مدرسه و... از اقدامات اولیه‌اى هستند که باید توسط والدین اجرا شوند. همچنین والدین نباید تجارب و بازخوردهاى منفى خود را به کودک انتقال دهند. در سنین ابتدایى از ترساندن بچه‌ها ، ایجاد رعب و وحشت از معلم ، تشبیهات (اگر بچه خوبى نباشى به معلمت مى‌گویم که تو را در کلاس حبس کند) خوددارى کنند.

خاطرات ، یادواره‌ها و تجارب مثبت ، شاد و جالب خود را با معلمان دوره ابتدایى با کودکان در میان بگذارند، از معلم‌ها با القاب خوب یاد کنند، پیش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولین ، معلمان و جو مدرسه آشنا کنند و به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام تکالیف ، آنها را تنبیه یا توبیخ نکنند. همچنین والدین نباید بچه‌ها را در دوران ابتدایى به خود وابسته کنند و براى جلوگیرى از انزواطلبى و دورى گزینى سعى کنند از معلمان در منزل استفاده نکنند و آنها را تا مى‌توانند در محیط‌هاى آموزشى و حضور در جمع قرار دهند.

براى هر چه بیشتر کاهش ترس از مدرسه در کودکان باید سعى شود در هر مقطع از وجود کارشناسان روانشناسى و مشاوره بطور دائم در مدرسه ابتدایى و راهنمایى استفاده شود. مشاور با ایجاد روابط عاطفى پایدار مى‌تواند کودکان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده کند و شیوه برخورد با مسائل و مشکلات عاطفى و آموزشى را به آنها بیاموزد و در آخر این که ایجاد یک محیط آموزشى سالم و شاد نیز از دیگر عوامل ایجاد اشتیاق به مدرسه رفتن در کودکان است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 23:34  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

یکى از مواردى که در میزان علاقه مندى دانش آموزان به انجام تکالیف درسى نقش دارد، نوع چیدمان اتاق آنها است. بارها دیده شده که کودکان به رغم داشتن اتاق مجزا ، کتاب و دفترشان را جلوى تلویزیون و در اتاق پذیرایى مى‌گذارند و تکالیفشان را در آنجا انجام مى‌دهند.

ضرورت رسیدن به اتاق کودک

توجه به نیاز و سلیقه دانش آموزان بویژه دبستانى ها نقش مهمى در مطلوب نمودن وضعیت اتاق دارد. متاسفانه، برخى والدین، اتاق فرزندانشان را مطابق با سلیقه خود مى‌چینند و بعضاً با این تفکر که در زمان درس و مشق کودک نیازى به تفریح ندارد، تمامى وسایل بازى و عروسک ها را جمع و در جایى که هیچگونه دسترسى به آن وجود ندارد، مى‌ریزند. در صورتى که اتاق خواب ، خانه کوچک آنها است و باید بگونه‌اى آماده شود که کودک در آن احساس راحتى نماید و با آرامش به امور درسى خود رسیدگى کند.

قسمتهای مهم اتاق کودک

بطور کلى ، اتاق کودک از سه قسمت تشکیل مى‌شود؛ محل قرار گرفتن تختخواب ، میز تحریر ، کتابخانه و کمد لباس ها و اسباب بازیها. اندازه میز و صندلى ، تختخواب و ارتفاع قفسه‌ها باید بگونه‌اى باشد که کودک بتواند به راحتى از آنها استفاده نماید و بعد آنها را در جاى خود قرار دهد. خرید کمدهایى با قفسه‌هاى زیاد ، تختخوابى که بتوان از فضاى زیر آن به عنوان کمد لباس ، کتاب و اسباب بازى استفاده نمود، در ایجاد فضاى مفید در اتاق خواب نقش مهمى ایفا مى‌کند.

رنگ اتاق

رنگ نیز عنصر مهمى در اتاق کودک به شمار مى‌رود. رنگهاى شاد بویژه صورتى ، آبى ، نارنجى ، گل بهى روحیه آنها را شاد و پرجنب و جوش تر مى‌سازد. بهتر است به جاى اعمال سلیقه خودتان ، از طریق آویزان نمودن پرده‌ها ، روتختى ، ملحفه و گذاشتن قاب عکس و گلدانهاى رنگى اتاق خواب کودکتان را به فضایى آکنده از آرامش و شادى بدل سازید. تنها از یاد نبرید که وسایل مورد نیاز او بایستى با رشد و شخصیتش سازگار باشد و در شکل گیرى شناخت و تفکر وى تاثیر مثبت بگذارد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 23:31  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

آشنایی

  • دانش آموزان خلاق اغلب با آب وتاب حرف می زنند.
  • جزییات را می‌گویند و رفتارهایشان را به نمایش می‌گذارند.
  • می‌خواهند مطرح شوند.
  • دنبال سوژه می‌گردند تا برنامه ریزی بکنند.

خصوصیات دانش آموزان خلاق

  • دقت و توجه شدید در گوش دادن ، مشاهده کردن یا انجام دادن کاری
  • استفاده از قیاس در صحبت کردن
  • ابراز هیجان در اثر یک اکتشاف

  • عادت به پرسیدن سوال و آزمودن نتایج
  • یادگیری از روی ابتکار شخصی
  • عادت به گلچین و وارسی منابع مختلف (کتاب، تلویزیون، سوال از استاد، رایانه و...)

  • صداقت و میل شدید به اطلاع یافتن از امور
  • طرح سوالات عجیب و غیر معمول بالاتر از سطح علمی و سن دانش آموزان
  • نگاه کردن با دقت به اشیا

  • اشتیاق در صحبت کردن در مورد کشفیات دیگران
  • مستقل عمل کردن و حس استقلال طلبی بالا
  • شور و نشاط و مشغولیتهای شدید جسمانی

  • ادامه کار بعد از تمام شدن وقت (نقاشی کردن بعد از زنگ تفریح ، گوش دادن به موسیقی و ...)
  • دقت نظر فوق‌العاده و الگو برداری در نگاهها
  • استفاده از نظرات و اشیا برای دستیابی به یک هدفی معین

  • پی بردن به روابط در اموری که به ظاهر از هم بی‌ارتباطند.
  • طرح رابطه‌ها مانند اینکه وقتی برف آب می‌شود رنگ سفید آن کجا می‌رود.
  • میل به اطلاع یابی و کشف احتمالات

  • علاقه مندی به چیستان و معماها و یافتن پاسخشان
  • فکر کردن به چیزی که در تلویزیون ، رایانه و سایر رسانه‌ها نشان داده می‌شود.
  • استفاده از اکتشاف یا تجربه
  • بررسی و مطالعه الگوهای اختراعی دانشمندان

  • مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان
  • معاشرت و صحبت با بزرگان و دبیران و احساس لذت از این صحبتها
  • دست کاری روابط ریاضی برای ایجاد رابطه جدید
  • علاقه‌مندی به فشرده‌سازی و خلاصه‌نویسی مطالب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 23:27  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

مقدمه

خانواده با وجود اینکه در اکثر جوامع مورد توجه است در جهان بینی اسلامی اهمیت و ارزش شایان توجهی به آن داده می‌شود. در این جهان بینی خانواده گروهی متشکل از افراد است که دارای شخصیت مدنی ، حقوقی و معنوی است که بر اساس نکاح (عقدی که ارتباط یا مشروعیت ارتباط زن و مرد را معین می‌سازد) پدید می‌آید. چنین ارتباطی یک رابطه ساده انگارانه و فاقد مسئولیت پذیری نیست. بلکه یک پیمان مهم و بااهمیتی است که از جنبه‌های مختلف برای طرفین مسئولیتهایی ایجاد می‌کند. چرا که سلامت چنین پیمانی که اولین پایه‌های تشکیل یک خانواده است ضامنی است برای سلامت کل جامعه

کارکرد تربیتی خانواده از دیدگاه اسلام

اسلام از همان ابتدای تولد برنامه‌ها و دستورات خاصی را برای رشد و تربیت کودک تنظیم فرموده و اجرای آن را بر عهده خانواده قرار داده است. بطوریکه در سراسر دوره کودکی و نوجوانی که مهمترین دوران رشد و تربیت کودک است برنامه‌های خاص و سفارشهای تربیتی بسیاری را در انتخاب اسم ، شیر دادن و از شیر گرفتن ، در محبت و مهروزی به کودکان و در رعایت عدالت ، وفای به عهد نسبت به آنها چه در دوره بلوغ و چه در دوره نوجوانی بیان داشته است.

امام سجاد علیه‌السلام می‌فرمایند: حق کودک تو بر تو این است که بدانی وجود او از توست و بد و خوب او در این دنیا به تو ارتباط پیدا می‌کند و باید بدانی که در سرپرستی او مسئولیت داری و مسئول هستی که او را به بهترین وجه تربیت کنی و بر عهده توست که او را به خداوند بزرگ راهنمای کنی. (مکارم‌الاخلاق صفحه 233).

همچنین امام سجاد علیه‌السلام در تاکید بر اهمیت شیوه تربیت درست فرزندان می‌فرمایند: با فرزندت آنچنان رفتار کن که اثر نیکوی تربیت تو مایه زیبایی و جمال اجتماعی او شود. یا اینکه او را چنان تربیت کن که بتواند در کارهای مختلف زندگی با عزت و آرزومندی زندگی کند و مایه زیبایی و جمال تو بوده باشد.

پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: به کودکان خود احترام بگذارید و با آداب و روش پسندیده با آنها رفتار کنید. اسلام علاوه بر تاکیدی که بر نقش تربیتی خانواده قائل است شیوه‌های مناسب تربیتی را پیش روی خانواده‌ها قرار می‌دهد. بطوری که با تاکید بر تکریم و تشویق فرزندان خانواده را از اعمال روشهای تنبیهی باز می‌دارد.

حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: عاقل بوسیله ادب پند می‌پذیرد و این چارپایانند که جز با زدن تربیت نمی‌شوند.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: خدای رحمت کند کسی را که در نیکوکاری و نیکی به فرزندش کمک کند. سوال شد چگونه فرزند خود را در نیکی کمک بکند؟ فرمود: آنچه در توانایی کودک است و برایش میسر است، از او بپذیرد و آنچه انجام دادنش برای کودک دشوار و طاقت فرساست از او نخواهد و او را به گناه و طغیان و کارهای احمقانه وادار نکند.

اسلام همچنین به موضوع تفاوتهای فردی که مورد توجه روان شناسان است توجه داشته است. از دیدگاه اسلام انسانها از لحاظ ویژگیها ، توانایی و استعدادها متفاوت از یکدیگر هستند. بر این اساس در نظر گرفتن این تفاوتها را نیز در تربیت فرزندان در خانواده دارای اهمیت می‌داند. از نمونه احادیثی که ذکر شد و هزاران شواهد معتبر دیگر می‌توان به نقش اهمیت خانواده از دیدگاه اسلام پی برد. اسلام سعادت و شقاوت فرد را تحت تاثیر خانواده چه در دوران قبل از تولد و چه بعد از تولد می‌داند.

کارکرد اجتماعی - اقتصادی خانواده از دیدگاه اسلام

اسلام آئین الهی و مقدسی است که برای خانواده اهمیت فراوان قائل است و آن را سنگ بنای مهم حیات اجتماعی می‌شناسد. اسلام وحدت جامعه را از وحدت زوجین و وحدت اعضا خانواده می‌شناسد و علائق انسانی موجود در خانواده را قابل گسترش و نشر در جامعه به حساب می‌آورد. اسلام معتقد است برای اینکه جامعه‌ها تحت ضابطه در آیند چاره‌ای جز این نیست که نخست خانواده تحت ضابطه در‌آید و هر گونه نظم و سازندگی باید از خانواده آغاز گردد و دامنه سازندگی و گسترش به جامعه کشانده شود و حیات اجتماعی تحت نظم و ضابطه در ‌آید.

اسلام خانواده را کانون اخلاقی جامعه می‌داند. نوع تربیت و ارتباطات موجود در خانواده موجد وحدت و منش اجتماعی است. همچنین خانواده را مرکزی سرنوشت ساز در جنبه انحراف و عصیان ذکر کرده‌اند و از آن جهت که کودک پستیها و دنائتها را در آنجا تجربه کرده و آموخته است. صفات اجتماعی کودک برخاسته از خانواده است. اسلام خواستار نسلی است سالم ، پاک و عفیف و موجد افتخار برای جامعه انسانی. چنین نسلی جز در دامن خانواده سالم نمی‌تواند تربیت شود. وظیفه‌ای که خانواده در قبال تربیت فرد دارد و نقش مهمی که در این زمینه ایفا می‌کند در واقع به وظیفه او در قبال تربیت جامعه پیوند می‌خورد.

نتیجه گیری

بر این اساس اسلام با مد نظر قرار دادن تاثیرات خانواده در تربیت فرزندان ، سلامت اجتماع را در گروی خانواده سالم می‌داند. خانواده سالم علاوه بر رشد و شکوفایی فرزندان ، تربیت سالمی را که همسران از یکدیگر دریافت می‌دارند را نیز از نظر دور نگه نمی‌دارد. خانواده سالم چارچوب امنی برای همسر و فرزندان آنهاست. این چارچوب گسترش یافته چارچوب امن جامعه را فراهم می‌سازد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 19:13  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

مقدمه

وقتی صحبت از مشورت می‌شود، اولین چیزی که به نظر می‌رسد این است که کسی مشکل یا مسئله‌ای دارد و درباره آن با کسی که بیشتر می‌داند صحبت می‌کند تا مشکلش حل شود. مشورت را به معنی صلاح اندیشی و کنکاش درباره یک موضوع هم می‌دانند و مشاوره به معنی باهم مشورت کردن بکار می‌رود. بطور کلی مشاوره یا Conseling در فرهنگهای علوم رفتاری به این ترتیب تعریف شده است: بحث و بررسی عمیق مشکلاتی که فرد با آنها مواجه است. معمولا فرد پس از گفت و گو درباره مشکلاتش با مشاور ، به راه حلی دست می‌یابد. مشکل فرد نیز ممکن است در زمینه‌های مختلف باشد.

آیا می‌شود با فرزند هم مشورت کرد؟

ممکن است به ذهن برسد که مگر فرزند می‌تواند در مقام مشاور قرار گیرد؟ یا مگر فرزند می‌تواند کمک کند تا مشکل ما حل شود؟ اصلا ببینیم مشکل یا مسئله یعنی چه و بعد درباره این پرسشها گفت و گو کنیم. مشکل یا مسئله به هر وضع پیچیده حقیقی یا ساختگی می‌گویند که حل آن مستلزم فعالیت فکری است. بنابراین حالا می‌توانیم به این پرسش که " آیا می‌شود با فرزند مشورت کرد؟" بهتر پاسخ بگوییم.

وظیفه والدین در قبال مشورت با فرزندان

والدین معمولا در برابر مشکلاتی قرار می‌گیریرند که بطور حقیقی و واقعی ، یا به صورت ساختگی و بنا به مصلحت می‌تواند از طریق مشورت با فرزند حل شود و این مشورت علاوه بر حل مشکل ، فایده‌های دیگری نیز در بردارد. والدین ، مربیان و همه کسانی که به نوعی با کودک و نوجوان سروکار دارند، برای کار و زندگی و رابطه با کودک یا نوجوان به اموری برمی‌خورند که نیاز به تصمیم‌گیری دارد. طبیعی است که بزرگترها اگر به نقش و اهمیت مشورت یا کوچکترها پی نبرده باشند، می‌توانند به راحتی برای آنها تصمیم بگیرند.

اما آیا همیشه این تصمیم‌گیریها بهترین و درست‌ترین تصمیمهاست؟ و حتی اگر چنین باشد ، آیا این حرکت ، اعتماد به نفس و رشد شخصیت فرزند را دچار اختلال نمی‌کند؟ یعنی آیا فرزند به جایی نمی‌رسد که احساس کند هیچ نقشی در زندگی خود ندارد و دیگران برای او تصمیم می‌گیرند؟ پس والدین و بزرگترها بایستی بدانند که مشورت با فرزند را جدی بگیرند و آن را عامل مهمی در رشد شخصیت او بدانند.

نکات مهم در مورد مشورت

  • مشورت باید با توجه به سن فرزند ، میزان تجربه و اطلاعات او صورت گیرد. یعنی اموری که مربوط به او نیست و یا او اطلاعات لازم را برای اظهار نظر درباره‌اش ندارد، با او در میان نگذارید.

  • در اصولی که به آن باور دارید و نمی‌توانید تغییری در عقیده خود بدهید مشورت نکنید.

  • خود را آماده پذیرش نظر فرزندتان بکنید. پس به جای نظرخواهی بطور مطلق ، او را در برابر دو امر مساوی قرار دهید تا یکی را انتخاب کند. مثلا نپرسید "به نظر تو در تعطیلات چه کار کنیم؟" بلکه دو کار را که می‌توانید در تعطیلات انجام دهید مطرح کنید و از او بخواهید یکی را انتخاب کند.

  • در مشورت با فرزند به او کمک کنید تا یاد بگیرد جوانب مختلف یک موضوع را بسنجد بعد تصمیم بگیرد.

  • به فرزند کمک کنید تا درک کند که نظر مشورتی دادن به منزله نظر نهایی نیست.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 18:47  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

مقدمه

شاید به‌ عنوان‌ والدین‌ کودکان‌ پنج‌ تا نـُه ساله‌ فکر کنید، تمام‌ تلاش‌ خود را برای‌ رشد ذهنی‌ فرزندانتان‌ انجام‌ داده‌اید. از هنگام‌ نوزادی‌ برایشان‌ کتاب‌ خوانده‌اید، سرگرمیهای‌ فکری‌ و اسباب ‌بازیهای‌ ذهنی‌ برایشان‌ تهیه‌ کرده‌اید، آنها را با کتابخانه‌ آشنا کرده‌اید و اکنون‌ هم‌ در یک‌ مدرسه‌ خوب‌ درس‌ می‌خوانند. اما آیا باید از این‌ پس‌ خیالتان‌ راحت‌ باشد؟ جالب است بدانیم که که پدر و مادر با تشویق‌ هر گام‌ کوچک‌ کودک ، کمک‌ بزرگی‌ به‌ خلاقیتهای‌ بزرگتر وی‌ در آینده‌ خواهند کرد. اکنون‌ محققان‌ معتقدند که‌ تحریکات‌ ذهنی‌ کودکان‌ از سوی‌ والدین نقشی‌ بسیار مهم‌ در تقویت‌ هوش‌ آنان‌ دارد.

نقش‌ پدر و مادر تنها به‌ دوران‌ کودکی‌ و نوجوانی‌ محدود نمی‌شود، زیرا فرزندان‌ در جوانی‌ و بزرگسالی‌ هم‌ به‌ پشتیبان‌ و راهنما نیاز دارند.بنابراین‌ به‌ نظر می‌رسد به‌ منظور برنامه ‌ریزی‌ کمک‌ به‌ ذهن‌ فرزندان‌ ، محدودیت‌ زمانی‌ داریم. دانشمندان‌ معتقدند نیازی‌ نیست‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ این‌ هدف‌ ، آموزشهای‌ رسمی‌ خاصی‌ را برای‌ کودک‌ در پیش‌ بگیریم. آنچه‌ ضروری‌ است‌ ایجاد فضای‌ مناسب‌ و تحریک‌ کننده‌ برای‌ تعلیم‌ روزمره‌ است‌ و برای‌ این‌ منظور ، متخصصان‌ رعایت‌ توصیه‌های‌ زیر را از ابتدای‌ کودکی‌ پیشنهاد می‌کنند.

عناصر افزایش‌ هوش‌ کودک‌

مطالعات‌ نشان‌ می‌دهند ژن‌ و محیط‌ هر دو سهم‌ فراوانی‌ در افزایش‌ هوش‌ کودک‌ دارند و در این‌ راستا عوامل‌ محیطی‌ را سلامت ، تغذیه‌ و تربیت‌ خانوادگی‌ معرفی‌ کرده‌اند. براساس‌ یافته‌های‌ اخیر ، حتی‌ اگر ژنها نقش‌ اصلی‌ در میزان‌ ضریب‌ هوشی‌ افراد داشته‌ باشند، هرگز نمی‌‌توان‌ تأثیر والدین‌ را بر ذهن‌ کودک‌ منکر شد. بخصوص‌ در سالهای‌ اول‌ زندگی‌ کودک ، وقتی‌ مغز هنوز در حال‌ شکل‌گیری‌ و تکامل‌ است، توجهات‌ والدین‌ حتی‌ اگر شرکت‌ در بازی‌ ساده‌ای‌ چون‌ دالی ‌موشک‌ باشد، به‌ ایجاد مداربندیهای‌ مغزی‌ پیچیده‌ و ضروری‌ و تقویت‌ آن‌ برای‌ ارتقای‌ هوش‌ کودک‌ کمک‌ می‌‌کند.

اهمیت تعالیم‌ دوران‌ کودکی‌

کریگ‌ رمی‌ (CRAIG RAMEY) پروفسور روانشناسی‌ کودک‌ می‌‌گوید: «واقعا لازم‌ است‌ والدین‌ بدانند که‌ چقدر داده‌هایشان‌ به‌ فرزندان‌ مهم‌ و سرنوشت‌ساز است‌ و کودک‌ از سنین‌ بسیار پایین‌ و بدو تولد تحت‌ تأثیر تربیت‌ والدین‌ قرار می ‌گیرد.»تحقیقات‌ دانشمندان‌ روی‌ دو گروه‌ شاهد و آزمایشی‌ از کودکان‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ تجارب‌ و تعالیم‌ دوران‌ کودکی‌ روند رشد و تکامل‌ مغزی را تسریع‌ و تقویت‌ می‌‌کند. دو سال‌ اول‌ زندگی‌ به ‌نوعی‌ دوره‌ طلایی‌ رشد مغزی‌ کودک‌ است و این‌ زمان‌ دوران‌ ایجاد ارتباطات‌ مغزی به‌ حساب‌ می‌آید. در این‌ سن‌ در مغز بیش‌ از 300 تریلیون‌ ارتباط‌ وجود دارد و در همین‌ زمان‌ سلولهایی‌ که‌ هنوز مرتبط‌ نشده‌اند و مورد استفاده‌ قرار نگرفته‌اند غیر قابل‌ استفاده‌ می‌شوند.

به‌ چشمان‌ کودک نگاه‌ کنید

چشمان‌ نوزاد در شش‌ هفتگی‌ تا فاصله‌ 17.5 سانتیمتری‌ متمرکز می‌شود و این‌ دقیقا به‌ اندازه‌ فاصله‌‌ای‌ است‌ که‌ شما کودک‌ را جلوی‌ خود نگه‌ می‌دارید و به‌ صورت‌ او نگاه‌ می‌کنید. این‌ عمل‌ ارتباطات‌ مغزی‌ را به‌ الگویی‌ تشخیصی‌ که‌ با هر بار دیدن‌ تقویت‌ می‌شود تبدیل‌ می‌کند. و به‌ کودک‌ کمک‌ می‌کند در شناخت‌ مفاهیم‌ مشابه‌ و نامتشابه‌ مهارت‌ بهتری‌ کسب‌ کند.

با کودک‌ حرف‌ بزنید

دکتر هوتنلوچر (HUTTENLOCHER) پروفسور روانشناسی‌ معتقد است: «فرمانهای‌ اولیه‌ زبانی‌ برای‌ کودک‌ بسیار مهم‌اند. زیرا زبان‌ در موفقیت‌ عملکرد ذهنی‌ بسیار اهمیت‌ دارد و هر درک‌ و استنباطی‌ از زبان‌ به‌ ایجاد توانایی‌ کلامی‌ و بیان‌ صحیح‌ لغات‌ کمک‌ می‌کند. دامنه‌ لغات‌ کودک‌ بستگی‌ مستقیم‌ به‌ میزان‌ صحبت‌ والدین‌ طی‌ دو سال‌ اول‌ زندگی‌ او دارد.»

موسیقی‌ در رشد ذهن‌ کودک‌ مؤثر است‌

موسیقی‌ دنیایی‌ فراتر از ریتم‌ و ملودی‌ به‌ کودک‌ می‌آموزد. دانشمندان‌ معتقدند تعلیم‌ سرودهای‌ گروهی‌ و نواختن‌ پیانو برای‌ کودکان‌ سه‌ ساله‌ به‌ تدریج‌ باعث‌ تقویت‌ قدرت‌ استدلال‌ فرا زمانی‌ آنان‌ می‌شود. این‌ کودکان‌ در ترکیب‌ و ساخت‌ پازل‌ در مقایسه‌ با بچه‌هایی‌ که‌ تمرین‌ موسیقی‌ نداشته‌اند، دقیق‌تر و سریع‌تر و در درک‌ مفاهیم‌ ریاضی‌ موفق‌‌ترند.

با تشویق ، کنجکاوی‌ کودک‌ را تحریک‌ کنید

همگام‌ با رشد جسمانی‌ کودک ، قدرت‌ تفکر و اندیشه‌ او نیز در حال‌ رشد و شکوفایی‌ است. او از طریق‌ تجربه‌ وقایع‌ جدید در زندگی‌ دنیا را می‌شناسد و آن‌ را کشف‌ می‌کند. نیازی‌ نیست‌ کنجکاوی‌ را به‌ بچه‌ها آموزش‌ دهیم، بلکه‌ باید وجود سرشار از کنجکاوی‌شان‌ را به‌ صورت‌ هدفمند ارضا کنیم. پدر و مادر با تشویق‌ هر گام‌ کوچک‌ کودک ، کمک‌ بزرگی‌ به‌ خلاقیتهای‌ بزرگتر وی‌ در آینده‌ خواهند کرد.

برای‌ اشیا اسم‌ بگذارید

کودکان‌ حتی‌ پیش‌ از آنکه‌ بتوانند صحبت‌ کنند، قادرند بسیاری‌ چیزها ( برای‌ مثال‌ اجسام‌ مختلف‌ و رنگها) را درک‌ کنند. در این‌ سن‌ اگر به‌ او بگویید: «عروسک‌ خرسی‌ سفیدت‌ را بیاور»، او دقیقا می‌داند این‌ اسم‌ متعلق‌ به‌ کدام‌ اسباب ‌بازی‌اش‌ است. بنابراین‌ یکی‌ دیگر از وظایف‌ والدین‌ نامگذاری‌ انواع‌ رنگها ، اندازه‌ها و شکلها برای‌ تقویت‌ درک‌ کودک‌ است.
وقتی‌ کودکتان‌ موفق‌ می‌شود برای‌ اولین‌ بار از فنجان‌ آب‌ بخورد و شما فریاد شادی‌ سر می‌دهید، این‌ عمل‌ شما نه ‌تنها او را خوشحال‌ می‌کند، بلکه‌ ارتباطات‌ قشر جلویی‌ مغز و بخش‌ درونی‌ مغز او را که‌ جایگاه‌ احساسات‌ است، تقویت‌ می‌نماید. بین‌ ده‌ تا هجده ‌ماهگی‌ این‌ ارتباطات‌ مغزی‌ شکل‌ می‌گیرد. برای‌ مثال‌ وقتی‌ اولین‌ گامهای‌ او را تشویق‌ می‌کنید، این‌ عمل‌ باعث‌ خوشحالی‌ او می‌شود و در پی‌ آن‌ جریانی‌ از مواد شیمیایی‌ در مغز او آزاد می‌گردد که‌ این‌ چرخه‌ را تقویت‌ می‌کند. در مقابل ، هرگونه‌ بی‌توجهی‌ والدین‌ به‌ رفتارهای‌ کودک‌ موجب‌ تقویت ‌نشدن‌ چرخه‌ ارتباطات‌ مغزی‌ او می‌شود و کودک‌ نسبت‌ به‌ انجام‌ کارهای‌ جدید دلسرد می‌گردد. دامنه‌ لغات‌ کودک‌ بستگی‌ مستقیم‌ به‌ میزان‌ صحبت‌ والدین‌ طی‌ دو سال‌ اول‌ زندگی‌ او دارد.



به‌ توجه‌ خود نسبت‌ به‌ فرزند ادامه‌ دهید

هرگز توجهات‌ خود را از فرزندانتان دریغ‌ نکنید. گرچه‌ توجه‌ والدین‌ در سنین‌ پایین‌ برای‌ کودک‌ بسیار مهم‌ است، اما پیشرفت‌ ذهنی‌ و هوشی‌ او در این‌ سنین‌ به‌ پایان‌ نمی‌‌رسد. شبکه‌های‌ عصبی ، بخصوص‌ آنها که‌ به‌ احساسات‌ مربوط‌ می‌شوند تا سنین‌ نوجوانی‌ در حال‌ توسعه‌اند. بنابراین‌ با افزایش‌ سن‌ می‌توانید به‌ کتاب‌ خواندن‌ فرزندتان‌ اهمیت‌ بیشتری‌ بدهید، او را در گفت‌ و گوهای‌ خانوادگی‌ سهیم‌ کنید، از وی‌ نظر بخواهید، به‌ او موسیقی‌ بیاموزید و نیز مشوقی‌ مهربان‌ برایش‌ باشید. علاوه‌ بر اینها ، نقش‌ ما به‌ عنوان‌ پدر و مادر تنها به‌ دوران‌ کودکی‌ و نوجوانی‌ محدود نمی‌شود، زیرا فرزندان‌ در جوانی‌ و بزرگسالی‌ هم‌ به‌ پشتیبان‌ و راهنما نیاز دارند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 18:22  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

مقدمه

با استفاده از روش‌های ساده و سرگرم کننده می‌توانید کودک لجباز را آرام کرده و برای دقایقی او را مجبور به همکاری با خود کنید. در نظر بگیرید می‌خواهید دندان‌های فرزندتان را مسواک بزنید، دهانش را باز نمی‌کند. در موقع ناخن گرفتن ، او خیلی تکان می‌خورد. اگر کودکتان پارک را ترک نکند، شما دیر به محل کارتان می‌رسید، ولی او همچنان از تاب بازی دست بر نمی‌دارد. معمولا کودکان ۴-۳ ساله، ساز ناسازگاری می‌زنند، خصوصا زمانی که والدینشان بطور جدی کاری را از آنها می‌خواهند، مخالفت می‌کنند. علت مخالفت آنها بیشتر برای نشان دادن استقلال و بی‌نیاز بودن آنها به دیگران است و حرف زدن در این مورد با آنها بی‌فایده است.



تصویر

بهترین روش برای مطیع کردن کودکان بدون فریاد زدن یا تهدید کردن چیست؟

با کمی خلاقیت و حوصله ، می‌توانید حواس فرزندتان را به کار مورد نظر جلب نمایید. هنگامی که قرار است پزشک آمپولی را به کودکتان تزریق کند، یا مجبور هستید برای مدت طولانی در صف خرید فروشگاه منتظر بمانید، با بکارگیری روش‌های زیر می‌توانید فکر او را به جای دیگری مشغول کنید.

او را بخندانید.

خنداندن کودکان بهترین راه برای مسواک زدن یا دارو دادن به آنها است. وقتی که آنها می‌خندند، نه تنها فکرشان به جای دیگری مشغول نیست، بلکه دهانشان نیز کاملا باز است. سعی کنید با گفتن جوک‌های بامزه و شکلک درآوردن فرزندانتان را بخندانید.

خاطرات دوران کودکی خود را تعریف کنید.

بهترین روش برای سرگرم کردن فرزندانتان در مواقع ضروری ، داستان گفتن است. حتی اگر داستان ساختگی باشد. به عنوان مثال، اگر در رستوران بودید و او در جای خود آرام و قرار نداشت، بگویید: «عزیزم تو می‌دانی، وقتی که مامان ، بچه بود، او هرگز روی صندلی رستوران آرام نمی‌نشست، تا این که یک روز ...» در عین حال شما نیز می‌توانید قدرت تخیل خود را امتحان کنید. با گفتن داستان‌های طولانی ، می‌توانید زمان بیشتری فرزندتان را سرگرم کنید.

آهنگین و موزون صحبت کنید.

معمولاً وقت خوابیدن بهترین زمان برای پشت گوش انداختن خیلی چیزها است. با لحنی موزون می‌توانید فرزندتان را به مسواک زدن و لباس خواب پوشیدن تشویق کنید. همچنین می‌توانید زمان آواز خواندن یک یا دو کلمه را اشتباه تلفظ کنید. با این کار حواس فرزندتان به اشتباه شما بیشتر از مسواک زدن جلب می‌شود.

او را به رقابت در انجام یک کار خاص تشویق کنید.

اگر فرزندتان باید کلاه سرش کند و دستکش بپوشد و آنها را زیر میز آشپزخانه پنهان می‌کند بگویید: «چرا روی سر مامان کلاه نمی‌گذاری و من هم آن یکی کلاه را سرت کنم.» با این کار با او در یک مسابقه شرکت کرده‌اید که «چه کسی می‌تواند زودتر کلاه سرش کند؟ شرط می‌بندم که برنده می‌شوم!»

با تصوراتتان، حواس کودکان را پرت کنید.

با صبر و حوصله و خلاقیت می‌توان کارهایی که به تحرک کمتری نیاز دارد، مانند اندازه‌گیری درجه حرارت بدن را راحت‌تر انجام داد. هنگامی که از دماسنج استفاده می‌کنید، بگویید:«الان یک فرشته کوچک اینجاست. می‌دانی او چه کار می‌کند؟» به همین صورت مکالمه را برای چند ثانیه یا چند دقیقه که لازم است او را آرام بنشیند ادامه دهید، «فرشته کوچک یک پشتک زد. وای چقدر جالب! الان او جلوی ما ایستاده!»

تغییر صدا دهید.

برای کودکان داستان‌های جالب با تغییر دادن صدایتان تعریف کنید. مانند صحبت کردن پیرزن بی‌دندان ، صحبت کردن با گویش‌های مختلف ، حرف زدن بچه‌گانه و یا هر تقلید صدایی که می‌توانید انجام دهید. به او بگویید، آیا می‌توانی شعر یک توپ دارم، قل قلیه را مانند آقا خرگوشه از حفظ بخوانی؟ با این کار به راحتی می‌توان کودکان را در اتاق انتظار پزشک آرام نگاه داشت. اگر چه در بسیاری از مطب‌ها ، تصاویر زیبا و جالب وجود دارد.

لحظات شیرین را یادآوری کنید.

هنگامی که ناخن پای فرزندتان به لبه فرش گیر می‌کند و لازم است که شما آن را بگیرید برای مخالفت نکردن او با این کار ، در مورد موضوع یا ماجرای جالبی که قبلا ً اتفاق افتاده و مورد علاقه او است، صحبت کنید. مثلا: یادت می‌آید روزی که با پدرت پارک رفتی و به مرغابی‌های داخل دریاچه غذا دادی؟ مرغابی‌ها خیلی زیاد بودند. یک، دو، سه، چهار، پنج، بله پنج تا مرغابی. چگونه به آنها غذا دادی؟ وقتی که ناخن او را می‌گیرید، همه جزئیات را برای او تعریف کنید و سعی کنید در یادآوری مطالبی که فراموش کرده اید، از او کمک بگیرید.

رازی را به او بگویید.

اگر تا ۱۵ دقیقه دیگه وقت دکتر دارید و فرزندتان سوار ماشین نمی‌شود، خم شده و در گوش او بگویید:من یک راز خیلی مهمی را می‌خواهم به تو بگویم. می‌خواهی آن را بشنوی؟ وقتی که با سر بله گفت او را بغل کنید و چیزهای جالب و شیرینی را در گوشش بگویید، سپس با سرعت او را در صندلی ماشین قرار دهید.

روی نکات مثبت تأکید بیشتری کنید.

آیا فرزندتان از دست شستن قبل از شام یا شامپو زدن متنفر است؟ تعریف و تمجید کردن از یک مدل قدیمی‌ ترفند خوبی است. بگویید: هر وقت که سرت را با شامپو می‌شویی، موهایت بسیار زیبا و براق به نظر می‌رسند، همچنین بوی بسیار خوبی هم می‌دهند. در همین زمان مقداری شامپو کف دستتان ریخته و آرام آرام آن را روی سر فرزندتان بریزید.

او را غلغلک دهید.

اگر با به کار بستن تمام این کارها شکست خوردید و به بن بست رسیدید، سعی کنید او را غلغلک دهید. این کار سریع ، راحت و نشاط آور است. قبل از این که متوجه شوید، فرزندتان لباسش را پوشیده و یا دستش را شسته، و ممکن است شما از قهقهه زدن او ناراحت شوید ولی فراموش نکنید خودتان این کار را انجام داده‌اید.

چند لحظه ژست بگیر!

نگرانید که چگونه می‌توانید از فرزندتان در یک آتلیه عکاسی ، عکس بگیرید، برای راحتی کار از این سه روش استفاده کنید. با او مجسمه بازی کنید. در طول مسیر برای فرزندتان شرح دهید که هر دوی ما بازی می‌کنیم، وقتی که او را روی صندلی آتلیه می‌نشیند، شما کنار دوربین بایستید. در همین زمان بگویید: ایست ، بی‌حرکت ، کسی برنده است که موقع عکس گرفتن اصلا تکان نخورد، بی‌حرکت ، فقط کمی لبخند. به او جایزه دهید. بگویید که اگر هنگام عکس گرفتن تکان نخورد، آقای عکاس به او جایزه می‌دهد و بعد از عکس گرفتن به او جایزه دهید تا هدیه‌اش را باز کند. اجازه دهید عروسکش را همراه خود بیاورد. بگویید اگر بچه خوبی باشد و آرام بنشیند، می‌تواند با عروسک مورد علاقه خود عکس بگیرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:10  توسط مهدی رضائی ریابی  |