|
|
|
|
|
انواع مهارتهای مورد نیاز برای زندگی موفق 1. مهارت برقراری ارتباط موثر توانایی ارتباط عبارت است از : (ریچاردسون ،1381: 13 ) ü توانایی نفوذ در دیگران ü توانایی متقاعد کردن دیگران ü توانایی مقاومت و مدیریت مقاومت دیگران ارتباط تنها وسیله ی انتقال و دریافت اطلاعات است از طریق برقراری ارتباط است که می توانیم احساسات خود را به دیگران نشان دهیم . تصحیح سوء تفاهم ها فقط از طریق ارتباط میسر است . کنترل هیجانات منفی فقط از طریق برقراری ارتباط سالم امکان پذیر است . رشد یک اجنماع به ارتباطات صحیح افراد عضو آن اجتماع بستگی دارد . ( موتابی ،1383 :9 ) نگرشهای جهارگانه به زندگی Theory of Transactional Analysis ( TA ) ( انی تاون ، 1377 :45 ) v من خوب نیستم ، تو خوب نیستی. I am not ok – you’re not ok v من خوب نیستم ، تو خوب هستی. سبک ارتباطی منفغلانه I am not ok – you’re ok v من خوب هستم ، تو خوب نیستی. سبک ارتباطی پرخاشگرانه I am ok – you’re not ok v من خوب هستم ، تو خوب هستی. سبک ارتیاطی جرات مندانه I am ok – you’re ok پدران و مادران چنانچه در سبك ارتباطي خود از روش پرخاشگرانه استفاده كنند يعني براي پيشبرد فرامين و خواسته هاي خود بر سر فرزندان داد بكشند ، با آنها قهر كنند ، آنها را تنبيه كنند ، انها را مكررا نصيحت كنند و . . . نشانه آن است كه بر پايه ‹ من خوب هستم تو خوب نيستي › رفتار نموده اند و اين روش ارتباطي در فرزندان نگرش ‹ من خوب نيستم تو خوب هستي › و ‹ رفتار انفعالي › را ايجاد خواهد نمود . در نتيجه اين رفتار انفعالي مهارتهاي ارتباطي رشد ننموده و در ارتباطات گسست پديدار مي گردد . چاره اين است كه پدران و مادران از همان دوران كودكي از روش ارتباطي ‹ جرات مندانه › استفاده كرده و با انجام اين رفتار به فرزندان القا نمايند كه آنها هم خوب و محترم هستند و در آنها نگرش ‹ من خوب هستم تو هم خوب هستي › را ايجاد كنند . در نتيجه ايجاد اين نگرش مهارتهاي ارتباطي در فرزندان رشد كرده و افراد به خود ارزشمندي نائل مي گردند و در سراسر زندگي با استفاده از اين امتياز گرانبها رفتارهاي مثبتي را انجام داده و به نحوي با يكديگر مرتبط مي شوند كه اين ارتباطات اثر خوشايندي بر طرفين خواهد داشت و اين خوشايندي باعث خواهد شد كه ميزان و مدت ارتباطات آنها افزايش پيدا كند . دانشمندان علوم اجتماعی ثابت کرده اند که اکثر پیامهایی که در خلال ارتباط رویاروی رد و بدل می شود پیام غیر کلامی (Non-verbal )، یعنی " زبان تن " ( Body language ) است. تحقیق درباره ی ارتباط ( Communication ) از دهه ی 1950 فعال بوده است. موضوع " ارتباط " در دستور کار کنفرانسهای اکثر شرکت ها است، فرو پاشی ارتباط ( Communication breakdown ) موضوع مطلوب مشاوران ازدواج است، والدین هنگام بحث از نوجوانان خود صحبت از شکاف ارتباط ( Communication gap ) می کنند و مدیران گناه تمام مشکلات خود را بگردن ارتباط ضعیف می اندازند. ( بریسیچ، 1382 : 5 ) اینک بر اثر پیشرفت های اخیر در زمینه مطالعات روابط بین الاشخاصی(Interpersonal relationship )، برای مردم امکان ایجاد روشهای تازه و بهتری جهت کار با همسالان و همقطاران فراهم شده است. برای بررسی ارتباط و تعاملی که در محاوره ی بین اشخاص واقع می شود مطالعات بسیاری صورت می گیرد. بعد از مشاهده ی سکانس هائی از فیلمها و نوارهای ویدئویی مربوط به مذاکرات، معلوم شد که ارتباط کلامی ( Verbal communication ) در خلاء عمل نمی کند، بلکه کلمات با روندهای مکملی از حرکات جسمانی همراه اند، و تنها با در نظر گرفتن همزمان هر دوی آنهاست که می توان پیشرفت هر مذاکره ای را مشخص کرد. همچنین از طریق همین فیلمها مشخص شد که افکار تصعید شده و نیمه آگاه، صریحا درحرکات بدن تجلی می کند. یکی از قدیمی ترین وقایع ثبت شده در مورد ارتباط غیر کلامی، در داستان اسبی بنام " هانس با هوش " ( Clever Hans ) آمده است. در اوائل دهه 1900 یک نجیب زاده ی آلمانی بنام هر اوستن ( Herr Osten ) اسبی تربیت کرد که با زدن سم اش می توانست بشمارد، جمع بزند، ضرب کند، تقسیم نماید، تفریق کند و مسائل ریاضی را حل کند. اوستن در سراسر اروپا دقت مرموز هانس را در محاسبات به تماشاچیان بهت زده نشان می داد. ابتدا ، یک کمیته بررسی عمومی با اینکه نتوانست هیچ دلیلی برای نبوغ آشکار هانس پیدا کند، اما نپذیرفت که هیچ حقه ای در کار نیست. به هر حال، کمیته دومی تحت نظر دانشمندی بنام پانگست ( Pfungst ) نشان داد که هانس تنها وقتی می توانست مسئله ای را پاسخ دهد که اشخاص حاضر در حیطه ی دید او جواب را می دانستند. ( بریسیچ، 1382 : 5 ) چنین کشف شد که وقتی به هانس سوالی داده می شود، تماشاچیان یک حالت ( Posture ) انتظار بخود می گیرند و تنش جسمانی آنها افزایش می بابد. تنش حضار با نزدیک شدن هانس به پاسخ صحیح بقدری زیاد بود که اسب می توانست این حرکت تقریبا ناخود آگاه را تشخیص دهد و با رسیدن به شماره ی صحیح سم زدن را متوقف کند. او به نشانه های غیر کلامی یا علائم زبان تن تماشاچیان خود پاسخ می داد. ( بریسیچ، 1382 : 5 ) اینکه اشخاص هم به طور نیمه خود آگاه علائم بدنی را دریافت می کنند یک معرفت عام است. آنها دوستانه یا غیر دوستانه بودن دیگران را قبل از آنکه کلامی گفته شود استنباط می کنند. وقتی کسی نسبت به رفتار غیر کلامی آگاهی پیدا می کند و می کوشد زبان تن دیگران را تعبیر و تفسیر کند، نسبت به اطوار یا حرکات جسمانی خودش هم آگاهی پیدا می کند. نتیجه آن، ارتباط دو جانبه موثر تر است. ( بریسیچ، 1382 : 6 ) در مطالعه ی زبان تن مهم این است که از تعبیر و تفسیر یک حرکت منفرد و نامرتبط که می تواند منحرف کننده باشد و اغلب هم هست، پرهیز شود. آنچه باید جست یک مجموعه حرکت ها، بعنی یک دسته حرکات بهم پیوسته ی دست، پا، سر و انحناء یا تمایل ( ستون فقرات ) بدن است که مجموعا امکان تعبیر و تفسیر با معنا را فراهم می کند. هر حرکتی وابسته به کلمه ای در زبان است. غالبا یک کلمه ی مجزا و ایزوله بی معناست. تنها وقتی یک رشته کلمات در یک جمله کنار هم قرار می گیرد، پیامی آشکار می شود. " حرکات " هم همینطور است. حرکات جسمانی تا حد زیادی متکی به همفهمی یا عواطف نیمه خود آگاه هستند، در صورتی که کلمه ی ادا شده، در متعاقب افکار دقیقا طرح ریزی شده ابراز می شود. به همین علت است که زبان تن اغلب کلمات ادا شده را نفی می کند و محققین ارتباط معتقدند که اگر درست تعبیر و تفسیر شود، احتمال صحت بیشتر مجموعه حرکات غیر کلامی، بیش از کلمات است. از زبان تن می توان بعنوان یک وسیله ی چک کردن برای کشف این نکته استفاده کرد که آیا پیام غیر کلامی فرد با گفتار او یکسان است یا خیر. به همین نحو، سر میز مذاکره هم می توان دریافت نظر واقعی طرف مقابل چیست. ممکن است بگوید " نه " ولی حرکات او بگوید " شاید " ...( بریسیچ، 1382 : 7 ) زبان تن طریقه ای است برای " دیدن " آنچه دیگران فکر می کنند. بسیاری ازحرکات بدنی اشخاص نشاندهنده ی حالت روحی و نگرشهاست. حالات چهره، چشمها، و سلوک بمراتب بیش از کلماتی که هوشیارانه انتخاب شده اند، افکار نیمه خودآگاه اشخاص را آشکار می کنند. همه به زبان تن سخن می گویند، اما تعبیر و تفسیر و درک آن تنها در اختیار کسانی است که اوقاتی را صرف آموختن این " زبان " کرده باشند. آگاه بودن از زبان تن و مشاهده آن در عمل نسبتا ساده است. تعبیر و تفسیر تا حدی مشکل تر است و دست یافتن به مفهوم دقیق مستلزم مطالعه و تجزیه و تحلیل دقیق است. ( بریسیچ، 1382 :6 ) زبان اندام بيش از تمام واژه هايي كه در هر زبان رايج است می تواند اطلاعات را مبادله کند بنابراین لازم است افراد توانایی دریافت آن را کسب نموده و مهارتهای ارتباطی را در وجود خود گسترش دهند. و در بررسی زبان تن به شكل صورت و زاويه ابروان ، چشمها ، وضعيت شانه ها و سر ، حالت بدن ، بلندي صدا و تكيه روي كلمات خاص ، سرعت اداي كلمات ، نحوه تنفس كردن ، وضعيت ايستادن ، حالت چهره ، برق چشمان ، حركت چشمان ، اندازه مردمك چشم ، فاصله و مرز با ديگران ، حالت و حركت بدن ، نحوه لباس پوشيدن ، انتخاب واژه ها و اصطلاحات خاص توسط افراد خانواده خود دقت نموده و در صحبت متقابل خود به یافته های این مطالعات خود توجه کنند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 6:26 توسط مهدی رضائی ریابی
|
|
||