|
|
|
|
شنيدن ، گوش دادن و ‹ گوش دادن فعال › داراي تفاوتهاي عمده اي هستند . شنيدن عملي غير ارادي بوده و گوينده به هيچ وجه از شنيده شدن سخنان خود بازخورد مثبتي بدست نخواهد آورد . گوش كردن هر چند فعاليتي ارادي است ليكن در گوش دادن تنها سخنان فرد با دقت شنيده مي شود در حالي كه گوش دادن فعال فعاليتي است كه در آن هم سخنان فرد شنيده مي شود ، هم تن و لحن صداي او و هم زبان بدن او مورد مطالعه قرار مي گيرد . به عنوان مثال وقتي كسي مي گويد من عصباني هستم . چنانچه فقط به كلمات او توجه كنيم نمي توانيم شدت عصبانيتش را درك كنيم اما اگر به تن صداي او توجه كنيم كه با صداي بلند يا آهسته اين كلمات را ادا مي كند . درك بهتري از ميزان عصبانيت او به دست مي آوريم . و اگر به چهره و اندام او نيز نگاه كنيم مثلا ببينيم چهره اش سرخ شده يا دندانهايش را به هم فشرده است درك كاملتري از ميزان عصبانيت او بدست مي آوريم . روان شناسان معتقدند كه در ارتباط 55 درصد پیامها از طریق ژست های بدن ، 38 درصد از طریق تن و لحن صدا و تنها 7 درصد از طریق حروف منتقل می شوند .(Mehrabiann ) بنابراين بايد پدران و مادران گوش دادن فعال را ياد بگيرند و توجه داشته باشند كه در هنگام صحبت فرزندان در مقابل آنها قرار گرفته در چشمان انها نگاه كرده و سخنان آنها را گوش كنند . همچنين به موانع ارتباط موثر توجه كنند . وقتي فرزند با پدر يا مادر خود صحبت مي كند مثلا در مورد دعوايي كه با دوستش انجام داده است حرف مي زند . والدين خوب در مقابل او مي نشينند . به او توجه مي كنند . كلام او را قطع نمي كنند . تهديد نمي كنند . برچسب نمي زنند . مسخره نمي كنند . قضاوت نمي كنند و به جاي همه اينها همدلي مي كنند . قضاوت كردن ، برچسب زدن ، ارائه راه حل ، ارجاع به خود ، مسخره كردن و قطع سخنان از جمله موانع ارتباط موثر است . كه اغلب والدين توجهي به خود داري از بكار بستن آنها ندارند .( موتابي . 1383 :28 ) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 5:55 توسط مهدی رضائی ریابی
|
|
||
|
|
|
|
|
انواع مهارتهای مورد نیاز برای زندگی موفق 1. مهارت برقراری ارتباط موثر توانایی ارتباط عبارت است از : (ریچاردسون ،1381: 13 ) ü توانایی نفوذ در دیگران ü توانایی متقاعد کردن دیگران ü توانایی مقاومت و مدیریت مقاومت دیگران ارتباط تنها وسیله ی انتقال و دریافت اطلاعات است از طریق برقراری ارتباط است که می توانیم احساسات خود را به دیگران نشان دهیم . تصحیح سوء تفاهم ها فقط از طریق ارتباط میسر است . کنترل هیجانات منفی فقط از طریق برقراری ارتباط سالم امکان پذیر است . رشد یک اجنماع به ارتباطات صحیح افراد عضو آن اجتماع بستگی دارد . ( موتابی ،1383 :9 ) نگرشهای جهارگانه به زندگی Theory of Transactional Analysis ( TA ) ( انی تاون ، 1377 :45 ) v من خوب نیستم ، تو خوب نیستی. I am not ok – you’re not ok v من خوب نیستم ، تو خوب هستی. سبک ارتباطی منفغلانه I am not ok – you’re ok v من خوب هستم ، تو خوب نیستی. سبک ارتباطی پرخاشگرانه I am ok – you’re not ok v من خوب هستم ، تو خوب هستی. سبک ارتیاطی جرات مندانه I am ok – you’re ok پدران و مادران چنانچه در سبك ارتباطي خود از روش پرخاشگرانه استفاده كنند يعني براي پيشبرد فرامين و خواسته هاي خود بر سر فرزندان داد بكشند ، با آنها قهر كنند ، آنها را تنبيه كنند ، انها را مكررا نصيحت كنند و . . . نشانه آن است كه بر پايه ‹ من خوب هستم تو خوب نيستي › رفتار نموده اند و اين روش ارتباطي در فرزندان نگرش ‹ من خوب نيستم تو خوب هستي › و ‹ رفتار انفعالي › را ايجاد خواهد نمود . در نتيجه اين رفتار انفعالي مهارتهاي ارتباطي رشد ننموده و در ارتباطات گسست پديدار مي گردد . چاره اين است كه پدران و مادران از همان دوران كودكي از روش ارتباطي ‹ جرات مندانه › استفاده كرده و با انجام اين رفتار به فرزندان القا نمايند كه آنها هم خوب و محترم هستند و در آنها نگرش ‹ من خوب هستم تو هم خوب هستي › را ايجاد كنند . در نتيجه ايجاد اين نگرش مهارتهاي ارتباطي در فرزندان رشد كرده و افراد به خود ارزشمندي نائل مي گردند و در سراسر زندگي با استفاده از اين امتياز گرانبها رفتارهاي مثبتي را انجام داده و به نحوي با يكديگر مرتبط مي شوند كه اين ارتباطات اثر خوشايندي بر طرفين خواهد داشت و اين خوشايندي باعث خواهد شد كه ميزان و مدت ارتباطات آنها افزايش پيدا كند . دانشمندان علوم اجتماعی ثابت کرده اند که اکثر پیامهایی که در خلال ارتباط رویاروی رد و بدل می شود پیام غیر کلامی (Non-verbal )، یعنی " زبان تن " ( Body language ) است. تحقیق درباره ی ارتباط ( Communication ) از دهه ی 1950 فعال بوده است. موضوع " ارتباط " در دستور کار کنفرانسهای اکثر شرکت ها است، فرو پاشی ارتباط ( Communication breakdown ) موضوع مطلوب مشاوران ازدواج است، والدین هنگام بحث از نوجوانان خود صحبت از شکاف ارتباط ( Communication gap ) می کنند و مدیران گناه تمام مشکلات خود را بگردن ارتباط ضعیف می اندازند. ( بریسیچ، 1382 : 5 ) اینک بر اثر پیشرفت های اخیر در زمینه مطالعات روابط بین الاشخاصی(Interpersonal relationship )، برای مردم امکان ایجاد روشهای تازه و بهتری جهت کار با همسالان و همقطاران فراهم شده است. برای بررسی ارتباط و تعاملی که در محاوره ی بین اشخاص واقع می شود مطالعات بسیاری صورت می گیرد. بعد از مشاهده ی سکانس هائی از فیلمها و نوارهای ویدئویی مربوط به مذاکرات، معلوم شد که ارتباط کلامی ( Verbal communication ) در خلاء عمل نمی کند، بلکه کلمات با روندهای مکملی از حرکات جسمانی همراه اند، و تنها با در نظر گرفتن همزمان هر دوی آنهاست که می توان پیشرفت هر مذاکره ای را مشخص کرد. همچنین از طریق همین فیلمها مشخص شد که افکار تصعید شده و نیمه آگاه، صریحا درحرکات بدن تجلی می کند. یکی از قدیمی ترین وقایع ثبت شده در مورد ارتباط غیر کلامی، در داستان اسبی بنام " هانس با هوش " ( Clever Hans ) آمده است. در اوائل دهه 1900 یک نجیب زاده ی آلمانی بنام هر اوستن ( Herr Osten ) اسبی تربیت کرد که با زدن سم اش می توانست بشمارد، جمع بزند، ضرب کند، تقسیم نماید، تفریق کند و مسائل ریاضی را حل کند. اوستن در سراسر اروپا دقت مرموز هانس را در محاسبات به تماشاچیان بهت زده نشان می داد. ابتدا ، یک کمیته بررسی عمومی با اینکه نتوانست هیچ دلیلی برای نبوغ آشکار هانس پیدا کند، اما نپذیرفت که هیچ حقه ای در کار نیست. به هر حال، کمیته دومی تحت نظر دانشمندی بنام پانگست ( Pfungst ) نشان داد که هانس تنها وقتی می توانست مسئله ای را پاسخ دهد که اشخاص حاضر در حیطه ی دید او جواب را می دانستند. ( بریسیچ، 1382 : 5 ) چنین کشف شد که وقتی به هانس سوالی داده می شود، تماشاچیان یک حالت ( Posture ) انتظار بخود می گیرند و تنش جسمانی آنها افزایش می بابد. تنش حضار با نزدیک شدن هانس به پاسخ صحیح بقدری زیاد بود که اسب می توانست این حرکت تقریبا ناخود آگاه را تشخیص دهد و با رسیدن به شماره ی صحیح سم زدن را متوقف کند. او به نشانه های غیر کلامی یا علائم زبان تن تماشاچیان خود پاسخ می داد. ( بریسیچ، 1382 : 5 ) اینکه اشخاص هم به طور نیمه خود آگاه علائم بدنی را دریافت می کنند یک معرفت عام است. آنها دوستانه یا غیر دوستانه بودن دیگران را قبل از آنکه کلامی گفته شود استنباط می کنند. وقتی کسی نسبت به رفتار غیر کلامی آگاهی پیدا می کند و می کوشد زبان تن دیگران را تعبیر و تفسیر کند، نسبت به اطوار یا حرکات جسمانی خودش هم آگاهی پیدا می کند. نتیجه آن، ارتباط دو جانبه موثر تر است. ( بریسیچ، 1382 : 6 ) در مطالعه ی زبان تن مهم این است که از تعبیر و تفسیر یک حرکت منفرد و نامرتبط که می تواند منحرف کننده باشد و اغلب هم هست، پرهیز شود. آنچه باید جست یک مجموعه حرکت ها، بعنی یک دسته حرکات بهم پیوسته ی دست، پا، سر و انحناء یا تمایل ( ستون فقرات ) بدن است که مجموعا امکان تعبیر و تفسیر با معنا را فراهم می کند. هر حرکتی وابسته به کلمه ای در زبان است. غالبا یک کلمه ی مجزا و ایزوله بی معناست. تنها وقتی یک رشته کلمات در یک جمله کنار هم قرار می گیرد، پیامی آشکار می شود. " حرکات " هم همینطور است. حرکات جسمانی تا حد زیادی متکی به همفهمی یا عواطف نیمه خود آگاه هستند، در صورتی که کلمه ی ادا شده، در متعاقب افکار دقیقا طرح ریزی شده ابراز می شود. به همین علت است که زبان تن اغلب کلمات ادا شده را نفی می کند و محققین ارتباط معتقدند که اگر درست تعبیر و تفسیر شود، احتمال صحت بیشتر مجموعه حرکات غیر کلامی، بیش از کلمات است. از زبان تن می توان بعنوان یک وسیله ی چک کردن برای کشف این نکته استفاده کرد که آیا پیام غیر کلامی فرد با گفتار او یکسان است یا خیر. به همین نحو، سر میز مذاکره هم می توان دریافت نظر واقعی طرف مقابل چیست. ممکن است بگوید " نه " ولی حرکات او بگوید " شاید " ...( بریسیچ، 1382 : 7 ) زبان تن طریقه ای است برای " دیدن " آنچه دیگران فکر می کنند. بسیاری ازحرکات بدنی اشخاص نشاندهنده ی حالت روحی و نگرشهاست. حالات چهره، چشمها، و سلوک بمراتب بیش از کلماتی که هوشیارانه انتخاب شده اند، افکار نیمه خودآگاه اشخاص را آشکار می کنند. همه به زبان تن سخن می گویند، اما تعبیر و تفسیر و درک آن تنها در اختیار کسانی است که اوقاتی را صرف آموختن این " زبان " کرده باشند. آگاه بودن از زبان تن و مشاهده آن در عمل نسبتا ساده است. تعبیر و تفسیر تا حدی مشکل تر است و دست یافتن به مفهوم دقیق مستلزم مطالعه و تجزیه و تحلیل دقیق است. ( بریسیچ، 1382 :6 ) زبان اندام بيش از تمام واژه هايي كه در هر زبان رايج است می تواند اطلاعات را مبادله کند بنابراین لازم است افراد توانایی دریافت آن را کسب نموده و مهارتهای ارتباطی را در وجود خود گسترش دهند. و در بررسی زبان تن به شكل صورت و زاويه ابروان ، چشمها ، وضعيت شانه ها و سر ، حالت بدن ، بلندي صدا و تكيه روي كلمات خاص ، سرعت اداي كلمات ، نحوه تنفس كردن ، وضعيت ايستادن ، حالت چهره ، برق چشمان ، حركت چشمان ، اندازه مردمك چشم ، فاصله و مرز با ديگران ، حالت و حركت بدن ، نحوه لباس پوشيدن ، انتخاب واژه ها و اصطلاحات خاص توسط افراد خانواده خود دقت نموده و در صحبت متقابل خود به یافته های این مطالعات خود توجه کنند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 6:26 توسط مهدی رضائی ریابی
|
|
||
|
|
|
|
|
وضعیت ارتباطات در خانواده امروزی توجه روزافزون به اينترنت و اختصاص سهم عمده اي از اين اوقات به چت كردن يا مراجعه به سايتهاي دوست يابي بيانگر آن است كه اين نياز ، به شدت انسان را تحت فشار قرار داده است به نحوي كه آمارها بيانگر آن است كه ايرانيان مقام سوم جهان را از نظر مراجعه به سايتهاي دوست يابي كسب نموده اند. ( ابهري 1383 : 1 ) تجارب نگارنده به عنوان مشاور جوانان بيانگر آن است كه يكي از سه دليل عمده مراجعه دانش آموزان پسر و عمده ترين دليل مراجعان دختر براي مراجعه به مشاوران ، ارتباط با جنس مخالف مي باشد . افزايش نگران كننده آسيبهاي اجتماعي از جمله طلاق ، كاهش سن فرار دختران به 13 سال و پسران به 9 سال ، 534 هزار دعواي خياباني منجر به تشكيل پرونده قضايي ، 3 هزار خود كشي موفق ، ورود 400 هزار جوان به زندان ، در طي يك سال ، رسيدن سن فحشا به 13 سال ، كاهش آمار ازدواج و ... ( ابهري 1383 : 1 ) بيانگر آن است كه علي رغم درگير بودن 23 سازمان با بودجه اي بيش از 43 ميليارد تومان در سال 82 ، در رفع آسيبهاي اجتماعي ، در جلوگيري از روند رو به رشد آن توفيق لازم را نداشته ايم . قرآن كريم مي فرمايد : « و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها ( روم 21 ) و از نشانه هاي خداست آفرينش زوجي براي شما که در كنار او آرامش گيرید » . ليكن زندگي مدرن امروزي فرصتهاي با هم بودن را روز به روز كاهش بیشتری داده و به حداقل ممكن رسانده است. كاهش عدالت اجتماعي و افزايش مشكلات روزمره زندگي باعث گرديده است كه اعضاي خانواده ساعات بيشتري را به انجام كار اختصاص داده و بطور دو شيفت و در برخي موارد چند شيفت ، دور از خانواده بوده و به كار مشغول باشند و در نتيجه در زمانهاي اندكي كه در منزل حاضر هستند بدليل خستگي مفرط فقط حضور فيزيكي داشته و حضور رواني نداشته باشند . از سوي ديگر چون اكثر مردم داراي مهارتهاي ارتباطي نيستند نمي توانند از فرصتهاي اندك با هم بودن نيز بهره برداري لازم را داشته باشند و متاسفانه گاه همين فرصتهاي اندك نيز نه تنها نقشي در ايجاد آرامش رواني در خانواده ايجاد نمي كند بلكه تجارب نگارنده بيانگر آن است كه عصر پنجشنبه و روز جمعه تعداد دعواهاي خانوادگي افزايش می یابد . براي داشتن يك زندگي شاد و آرامبخش برخورد اهميت اساسي دارد . بزرگترين نياز انسانها مورد توجه ديگران قرار گرفتن است . عدم توجه كافي مي تواند آثار شگفتي داشته باشد و ممكن است به بي اعتمادي ، رفتار نامعقول ، شكست ، بيماريهاي رواني يا حتي مرگ منجر شود . برخورد افراد با نزديكان براي روابط آنان اهميت زيادي دارد . در پژوهشی در آمریکا که هدف آن تعیین مقدار زمان مفیدی بود که یک پدر طبقه متوسط با فرزندان خود می گذراند. به پیراهن آزمایش شوندگان میکروفونی نصب شده بود که میزان ارتباط پدر و فرزند را در هر روز اندازه گیری می کرد . این پژوهش نشان داد که میانگین زمان مفیدی که یک پدر طبقه متوسط صرف فرزندان خود می کند 37 ثانیه در روز است . ( افضلی راد . 1377 : 46 ) بیل جونز ( Bill Jones ( پزشک آمریکایی که در مورد فرار دختران تحقیق کرده است ادعا می کند که 90 درصد دخترانی که از خانه فرار می کنند تا حد زیادی به این علت به سراغ گناه و رسوایی می روند که اشتیاق داشته اند پدرانشان به آنها محبت نموده و نوازششان کنند . ( کولتون .1983 : 9 ) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 7:21 توسط مهدی رضائی ریابی
|
|
||
|
|
|
|
|
شادی چيزينيست که در ماديات يا شباهت شما به ستارههاي سينما يا
يک حرفه يافت شود. محققاني که درباره شادی تحقيق ميکنند شادي را به
عنوان احساس رضايت عميق و پايدار تعريف ميکنند. آيا در اين احساس رضايت ميکنيد؟ چگونه مي توانيد به حيطه رضايت خود راه يابيد؟ تحقيقات نشان ميدهند که درآمد يا وضعيت نامساعد مادي يا حتي وضعيت
تاهل شادي را تضمين نميکنند. در عوض اين احساس تحت عوامليست
که کمتر قابل لمسند، از جمله خودشناسي، داشتن احساس قدرداني از
نکتههاي مثبت زندگي و قبول اين مسئله که منفيها را هم مثبت کند. چه
کارهايي ميتوانيد براي قدم برداشتن بهسوي شادي انجام دهيد؟
در فرهنگ لغت شادى با مجموعهاى از كلمات مثبت از قبيل نشاط
، خرسندى ،خوشى ، مسّرت ، وجد ، سرخوشى ، لذت ، خوشبينى معنى شدهاست .در تعريف
شادى آمده است كه حالتى است كه
در آن به اين شرط مطلوبترين نسبت تمايلات ارضاشده به كل تمايلات روى
مىدهد كه تمايلات ارضاشده مشتمل باشد بر ارضاهايى كه از طريق
تمايلات ويژه پيش از آنها رخ نمىدهد بلكه به واسطه تعجب حاصل
مىشوند . ارسطو سه سطح براى شادى قائل شدهاست . در پائينترين سطح ، به
نظر مردم عادى لذت ، شادى به همراه دارد . در سطح بالاتر ،
شادى معادل عملكرد خوب است . در بالاترين سطح ، آن نوع شادى است كه در اثر زندگى متفكرانه ايجاد
مىشود .تحقيق: اخيرا محققين مطالعه نظامدارى از شاديها را شروع كردهاند .
اهمیت شادی شادی در جنبه های مختلف زندگی تاثیر دارد شادی در سلامت جسم موثراست شادی در تفکر هم اثر دارد به طور
کلی شادی در همه جنبه های زندگی اثرات مثبت دارد داشتن احساس خوب در زندگی دارای دو بخش است 1- یادگیری اندیشیدن : به خود با اتکا به روش های سلامت بخش است این یک مهارت
آموختنی است هیچ کس چه زن و چه مرد آن را به طور فطری با خود ندارد 2- داشتن احساس خوب در زندگی
برای شاد بودن با برداشتن 12 قدم زیر می توان به سمت افزایش شادی
قدم برداشت:
قدم 1 : افزایش فعالیت .2 - کاهش توقعات: 3- شناخت احساسات و بیان آنها و بیان آنها 4- افزایش
فعالتهاي اجتماعی5- مثبت اندیشی6- فرار از احساسات منفی 7- خود برون 8- زندگی در زمان حال
9- اولویت دادن به شادی10- خلاقیت11- صمیمیت 12-برنامه ریزی
قدم 1: افزایش فعالیت: بین فعالیت و شادی رابطه وجو د دارد هر چه فعالیت بیشتر باشد شادی بیشتر است فعالیت بدنی
اهمیت بیشتری دارد در جهت افزایش فعالیت خوابتان را کم کنید و کارهایي که فعاليت کمی در
آنها می باشد مثل دیدن تلویزیون را کاهش دهید
2- کاهش توقعات توقع باعث می شود از زندگی لذت نبریم هر چه توقع افراد از زندگی بیشتر می شود شادمانی آنها
هم کمتر می شود توقع باعث می شود خود را با دیگران مقایسه کنیم. خواسته هایتان را با
توانمندی هایتان هماهنگ کنید.
قدم 3: شناخت احساسات و بیان آنها احساسات را سرکوب نکنید بلکه آنها را بیان کنید هر چه در بیان احساسات شجاع تر باشیم
احساسات منفی کمتر شده و شادی بیشتر می شود.
قدم 4: افزایش فعالتی اجتماعی: به نظر می رسد که روابط اجتماعی سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند شبکه های ارتباط
اجتماعی خود را گسترش دهید برای این کار لازم است تشریفات را کم کرده مهارتهای ارتباطی
خود را گسترش دهید و توان تحمل دیگران را داشته باشید.
قدم 5: مثبت اندیشی تمرین کنید در مورد افراد و موقعیتها حتی در موقعیت ها ی سخت و دشوار به جنبه های مثبت
توجه کنید حتی سعی کنید مسائل منفی بیرون را در ذهن خود مثبت کنید تا احساس بهتری
داشته باشید.
قدم 6: فرار از احساسات منفی به طور کلی بیش از سه روز در یک احساس منفی نمانيد و احساسات خود را دوبله نکنید برای فرار
از احساسات منفی نیازمند انجام فعالیتی هستید تا احساس شما عوض شود.
قدم 7: خود برون سعی کنید در کارها تظاهر نکنید خودمانی باشید از اینکه خودتان هستید شاد باشید و هیچ گاه
آرزو نکنید مانند فرد دیگری باشید هر چه رفتار از خودتان باشد شادتر خواهید بود.
قدم 8: خلاقیت انجام کارهای تکراری باعث خستگی می شود از امروز تصمیم بگیرید مغز با این عظمت را محدود
نکنید محدود کردن مضر شادی و لذت را کم می کند از امروز سعی کنید اینگونه فکر کنید که
هزار شکل برای یک حال و احوال ساده وسایر کارها وجود دارد به آنها فکر کنید و عمل کنید
قدم 9: صمیمیت برای ایجاد صمیمیت ابتدا کمیت رابطه با دیگران را افزایش دهید به دیگران اعتماد کنید جوی را
فراهم کنید تا بتوانید احساس خود را به دیگران بیان کنید بیان احساس خود به دیگران موجب
افزایش صمیمیت می شود.
قدم 10: زندگی در زمان حال برای زندگی در زمان حال سعی کنید تمام جنبه های شخصیت (جسم – رفتار – فکر) در
زمان حال باشد عادت کنید فکر ورفتارتان یکی باشد موقعیت ها را بپذیرد و با آنها سرجنگ
نداشته باشید. به یاد داشته باشید بزرگترین سرمایه انسان لحظه ای است که در آن زندگی
می کند.
قدم 11: برنامه ریزی داشتن برنامه ریزی و انجام به موقع کارهای نیز باعث شادمانی می شود برای این کار وقت خود را
تنظیم کنید
قدم 12: اولویت دادن به شادی همیشه آنچه در توان دارید برای شاد بودن انجام دهید شادبودن را هدف اصلی زندگی خود قرار
دهید ترجیح دهید زندگی ساده ولی شادی داشته باشید. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 23:39 توسط مهدی رضائی ریابی
|
|
||
|
|
|
|
|
آیا تا کنون برایتان اتّفاق افتاده است که چند ساعت بعد از خوابیدن، فرزندتان را در حالی که گیج و سر در گم به نظر می آید در راهرو خانه پیدا کنید؟ اگر شما بچّه ای خوابگرد دارید، بدانید که تنها نیستید. هر چند دیدن این صحنه ممکن است مرعوب کننده باشد، ولی خوابگردی مسئله ای شایع در بین کودکان است؛ با این حال اغلب خوابگردها فقط گاه گاهی این کار را انجام می دهند و با رسیدن به سنین نوجوانی معمولاً خوابگردی از بین می رود. با این وجود رعایت چند نکتة ساده می تواند خوابگرد کوچولوی شما را در حال قدم زدن سالم نگه دارد. خوابگردی چیست؟ خوابگردی علی رغم نامش موارد دیگری به جز راه رفتن در خواب را نیز شامل می شود. رفتارهای خوابگردی می تواند از رفتارهای بی خطر (نشستن در خواب) تا رفتارهای بالقوّه خطرناک (سرگردانی در بیرون از خانه)، و رفتارهای کاملاً نامناسب (کودک ممکن است درب صندوق خانه را باز کند و در داخل آن ادرار کند) گسترده باشد. بدون توجّه به حوادثی که در حین خوابگردی برای بچّه ها اتّفاق می افتد، بعید است که آنان رفتارهایی را که انجام داده اند به خاطر داشته باشند!
وقتی که افراد می خوابند مغزشان از پنج مرحله خواب 1، 2، 3، 4 و REM (حرکات سریع چشم) عبور می کند. این مراحل با هم دیگر چرخۀ خواب را تشکیل می دهند. یک چرخۀ خواب کامل در حدود 90 تا 100 دقیقه طول می کشد. بنابراین هر فردی در حدود چهار یا پنج چرخۀ خواب را در طول خواب شبانۀ متوسط تجربه می کند. هر چند گاهی ممکن است خوابگردی در مراحل سبک تر چرخۀ خواب اتّفاق بیفتد، ولی اغلب در طول مراحل عمیق تر خواب یعنب مراحل 3 و 4 اتّفاق می افتد. در طول این مراحل مشکل است که فرد بیدار شود و وقتی هم که بیدار شود ممکن است تلو تلو بخورد و برای چند دقیقه گیج باشد. خوابگردی در بچّه ها ممکن است یک یا دو ساعت بعد از خوابیدن اتّفاق بیفتد و آن ها به مدّت 5 تا 20 دقیقه در هر جایی قدم بزنند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 23:2 توسط مهدی رضائی ریابی
|
|
||
|
|
|
|
|
1- داشتن نظارت نامعقول: امروزه خیلی از والدین اطلاعات کافی دربارة تکامل طبیعی کودک ندارند و به دنبال آن هم نیستند که مثلاً بدانند که یک کودک دو ساله چگونه باید باشد و چه کاری انجام دهد. زمانی که آن ها صاحب فرزند می شوند رفتار طبیعی کودک برایشان مشکل است و به همین جهت ممکن است علی رغم این که فرزندشان کارهایی را که کاملاً متناسب با سنش است و طبیعی قلمداد می شود انجام می دهد بسیار عصبی یا نگران شوند. این عدم آگاهی هم چنین باعث می شود که والدین به علّت انتظارات خلاف واقعی که دارند در فرزندشان ایجاد استرس نمایند. راه حل: شما می توانید با استفاده از کتب و مقالات مطالب زیادی در مورد تکامل کودک بیاموزید و مهم تر این که با کودکان بیشتری سر و کلّه بزنید. مثلاً در گروه های بازی یا رفت و آمد با سایر خانواده ها. 2- فراموش نکردن این نکته که شما و فرزندتان دوفرد متفاوت هستید: گاهی والدین آن قدر دقیق با فرزندانشان همانند سازی می کنند که احساسات کودک نیز درست مانند احساسات آن ها می شود.البته خوب است که والدین و فرزندان با هم مشابهت داشته باشند امّا زیاده روی در این موضوع این خطر را دارد که ما حدود طبیعی را فراموش کنیم به گونه ای که شکست فرزندمان، شکست ما باشد و موفّقیتش بیش از آن که برای خودش مهم باشد برای ما اهمّیّت پیدا کند. اگر ما این گونه باشیم به تدریج نیازهای واقعی کودک را فراموش خواهیم کرد.
راه حل: سعی کنید فرزندانتان را مانند افراد غریبه ببینید این صحیح است که آن ها فرزند شما هستند امّا نقاط قوّت و ضعف لزوماً ارتباطی به پدر و مادر ندارد.
3- این عقیده که شیوة صحیح تربیت فرزند به گونه ای است که کودک را همواره راضی نگه داریم: بسیاری از والدین نمی خواهند روش های تنبیهی خشن والدین خود را تکرار کنند. این شیوه که همواره با فرزندان خوش رفتاری کنیم، منجر به گیج شدن فرزندان می شود و آن ها سر ناسازگاری می گذارند پس حتماً جایی مرتکب اشتباه شده ایم. گاه برای آن که دوستان خوبی برای فرزندانمان باشیم به آن ها بیش از حد، بها می دهیم امّا کودکان نیاز به محدودیت هایی در حدّ مناسب دارند اگر چه که این باعث ناراحتی آنان می شود و لذّات آنی آنان را با مانع مواجه می کند. راه حل: بپذیرید که گاهی اوقات باید با بچّه ها بحث کرد و این بحث آن ها را آشفته خواهد کرد این برای آن ها خوب است.
4- کنترل بیش از حد: اگر قرار باشد ما مدام زندگی فرزندانمان را کنترل کنیم، کار بسیار مشکل خواهد بود. چون ما نمی توانیم این کار را بکنیم سعی می کنیم از طرق دیگری وارد عمل شویم مثلاً بیش از حد مراقب آن ها باشیم. برای اوقات فراغت آنان خارج از حد برنامه ریزی کنیم، زیاد با آن ها بحث کنیم و یا سخت گیری بیش از اندازه داشته باشیم که این ها با توانایی کودکان در یادگیری و تلاش در جهت کنترل رفتارها و بحث هایشان و قبول مسئولیت زندگیشان منافات دارد. راه حل: باید سعی کنیم شرایط را کنترل کنیم، نه کودک را | ||