تبليغاتX
تعلیم و تربیت ابتدائی
اهمیت تعلیم و تربیت در دوره ابتدائی و نقش والدین و مربیان
 
منطقی
خلاق
موجب ایجاد قالب ذهنی و توسعه آن می شود.
ساختار قالبها را تغییر داده و قالب جدید ایجاد می کند
با بررسی راهها بهترین راه را برمی گزیند
بر آنست که راههای بیشتری تولید شود.
تنها یک مسير را دنبال می کند
راه و جهات مختلف ایجاد می گردد
مراحل باید بدنبال هم باشند
نیازی به توالی مراحل نیست
تلاش می شود اشتباهی رخ ندهد
امکان اشتباه نیز هست
مسائل نامربوط کنار گذاشته می شود
به هر چیز ظاهرا بی ارتباط نیز توجه می شود
راههای مطمئن انتخاب می شود
راههای نامطمئن کشف می گردد
داوری کننده و ارزیابی کننده فکر است
مسائل تجسم و پیش بینی می گردد
به واقعیتهای موجود محدود می گردد
پا در مسیر مجهولات می گذارد
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 16:40  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

 
براي رويارويي با انبوه چالشهاي قرن حاضر و براي رسيدن به اركان تعليم و تربيت در قرن بيست و يكم، نياز به
معلمان اثربخش و با انگيزه براي تربيت نسل جوان ،كاملاً ضروري است، و معلم اثربخش، معلمي است كه ضمن
آشنايي  با انواع روشهاي فعال تدريس با بهره‌گيري از الگوهاي مختلف تدريس موثر موجبات حفظ پويايي و تكامل را
در فراگيران فراهم نمايد.
    الگوهاي فعال تدريس موجب، تقويت توانايي ذهني شاگردان، افزايش انگيزه دروني فراگيران، ارتقاء خلاقيت آنان و
افزايش توانايي حل مساله و يادگيري بهتر مي گردد. در اين مقاله با عنوان ‹‹بررسي الگوي تدريس  مبتنی بر نظريه
گانيه›› سعي شده است. مراحل و گام هاي مطرح شده در الگوي گانيه به شيوه‌ي كتابخانه‌اي مورد بررسي قرار گيرد.
   بررسي تحقيقات پيشين بيانگر آن كه تا به حال در رابطه با روشهاي تدريس ،مطالعاتی انجام گرفته است لاكن با توجه
به بررسي‌هاي به عمل آمده در خصوص الگوي گانيه هيچگونه مطالعه‌اي‌ مشاهده نگرديد. ويژگي اين الگو فعال سازي
فراگيران در يادگيري و پشتيباني از فرايندهاي دروني مي باشد.
   الگوي گانيه شامل 9مرحله مي باشد :   
جلب توجه، آگاه ساختن يادگيرنده از هدف، تحريك يادآوري پيش نيازهاي مربوطه، ارايه محرك ،فراخوان عملكرد، تدارک بازخورد،ارزيابي عملكرد و افزايش يادداري و انتقال. 
   تدریس خوب به معنای کمک به خوب یادگرفتن شاگردان است. کسانی که خوب یاد می گیرند، بر اندوخته راهبردهای
خود برای کسب آموزش و پرورش می افزایند. ‹‹ الگوی تدریس برای استفاده از راهبردها و روش هایی تدوین یافته است
 که به شاگردان کمک کند، تا رشد یابند و بر توانایی تفکر روشن و اندیشمندانه خود بیافزایند و مهارت ها و تعهدات
اجتماعی خود را توسعه دهند.›› هر الگو تدریس شامل مفاهیم، مراحل تدریس (گام های تدریس)، روابط میانگروهی،
اصول واکنش و شرایط و منابع می باشد.
 
      به عبارت دیگر یک الگوی تدریس طرح یا نقشه ای است که می توانیم برای تدوین تدریس رودررو در کلاس های
درسی یا در حالت آموزش فردی به کار ببریم و به تدوین مطالب درسی شامل کتاب، فیلم، نوار، برنامه ای با استفاده از
کامپیوتر ، و برنامه تحصیلی بپردازیم.
  در واقع الگوهای تدریس الگوهای یادگیری هستند،که ضمن یاری شاگردان در کسب اطلاعات، نظریات، مهارت ها،
ارزش ها، طرق تفکر، نحوه ی یادگیری را نیز به آنان می آموزد.در حقیقت سبب کسب دانش و مهارت
و چیره دستی بر جریانات یادگیری می گردد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 16:50  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

 
*حاصل مطالعات وپژوهشي بسياري نشان گر اين است كه يادگيري از طريق همياري نسبت به يادگيري انفرادي و يا رقابتي و افزايش موفقيت هاي تحصيلي كودكان به همراه رشد ادراك آنها مؤثر بوده است.
*براي اين موضوع چندين دليل وجود دارد:دليل اول مفهومي شناختي است كه روان پزشكان آن را تمرين شفاهي يا بلند فكر كردن مي نامند.براي يادگيري ،لازم است درباره ي آن چه فكر مي كنيم،سخن بگوييم.وقتي كه مي شنويم حرفهايي بي معني مي زنيم،فكر خود را اصلاح مي كنيم.از طريق سخن گفتن درمي يابيم كه چه مي دانيم و چه چيزي را هنوز نفهميده ايم؟دليل دوم،افزايش موفقيت تحصيلي بر اثر يادگيري از طريق همياري ،افزايش مدت زماني است كه دانش آموز حواسش متوجّه كار است.معلماني كه تا كنون از گروه هاي هميار در آموزش استفاده نكرده اند،معمولاً نسبت به اين يافته ها شك دارند.ولي معلماني كه از اين روش استفاده كرده اند،اظهار مي كنند كه اين نكته اولين چيزي است كه متوجه شده اند.اگر شما معلم از گروه شك كنندگان هستيد،فكر كنيد كه چقدر مشكل است حواس همه ي كودكان كلاس را متوجه درسي كه به طور مشترك براي همه ي كلاس مي دهيد و يا كار فردي خودشان،كنيد.در اين محيط،دانش آموزان راحت آشفته مي شوند و حواسشان پي چيزهاي ديگر مي رود.اما در گروهي با يك يا دو دانش آموز،حواس پرتي كمتر اتفاق مي افتد.
*معلمان از اين كه در كار گروهي مجبور نيستند دائم تك تك افراد كلاس را متوجه انجام تكاليف و وظايف خود كنند،راضي هستند.يادگيري از طريق همياري همچنين باعث افزايش مباحثه مي شوند.وقتي دانش آموزان به طور مرتب با نظرات عقايد مخالف نظر خودشان مواچه مي شوند،ياد مي گيرند كه عقايد خودشان را وارسي و در صورت لزوم آنرا اصلاح كنند.اجبار به بيان كردن افكار فردي در برابر ديگر اعضاي گروه،به دانش آموزان كمك مي كند كه عقيده خود را روشن تر كنندو آنها را وادار مي كند كه با استدلالهاي ناسازگار و غيرمنطقي مواجه شوند.گوش كردن به آنچه فرد ديگر در مورد افكارش بيان مي كند،به كودكان كمك مي كند كه به يك موضوع از ديد فرد ديگري توجه كنند.
 
*دليل ديگر اين كه يادگيري از طريق همياري محرك كسب موفقيت و رشد ادراك دانش آموزان مي شود،نيز باعث حيرت بعضي معلمان مي شود.كودكان در فعاليتهاي گروهي اغلب در سطوح بالاتر يادگيري درگير مي شوند.(سطح كاربرد،تجزيه و تحليل و ارزيابي)اما در مباحثه كلي در كلاس كه عمدتاً به سطح دانش و درك پرداخته مي شود،چنين نيست.سرانجام بايد گفت يادگيري از طريق همياري در پرورش اعتماد به نفس دانش آموزان بسيار مؤثر است.وقتي كودكان موفقيت و حمايت را در گروه تجربه مي كنند و زماني كه كودكان ديگر از آنها سؤالي مي پرسند و به مشاركت آنها احتياج دارند،خود را جزئي از فراگيران باكفايتي در كلاس مي بينند كه همكلاسي هايشان ارزش آنها را مي دانند.
*علاوه بر اين يافته ها كه در خصوص بهبود موفقيت تحصيلي و اجتماعي ذكر شد،حاصل پژوهش هاي انجام شده در مورد يادگيري از طريق همياري خبر از نتايج بسيار مثبت ديگري دهد.از جمله:پيشرفت دانش آموزان در زمينه ي پذيرش تفاوت ها،صرف نظر از اين كه تفاوتها زمينه ي معلوليت جسمي دارند يا نژادي و يا قومي.
*امتياز ديگر يادگيري از طريق همياري كه ممكن است براي شما جاذبه داشته باشد،اين است كه از نظر دانش آموزان ،معلمي كه از شيوه هاي يادگيري از طريق همياري در آموزش استفاده مي كند،منصف تر از معلمي است كه از اين شيوه ها استفاده نمي كند و اين معلم را بيش تر دوست دارند.همچنين وقتي معلم از گروه هاي هميار استفاده مي كند،مدرسه را بيشتر دوست دارند.
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 19:53  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

 
*يادگيري از طريق همياري
*همواره لحظه اي پيش مي آيد كه دري گشوده مي شود و به آينده اجازه عبور مي دهد.
*آينده اي كه امروز پيش بيني مي شود از راه خواهد رسيد،اگر بدانيم كه مي خواهيم چگونه باشد مي توانيم بر آن تأثير بگذاريم.
*بديهي است كه شناخت و بهره گيري از روش هاي نوين تدريس،از مسايل بسيار مهمي است كه بايد بدان همّت گماريم.
*يكي از هـدف هاي آموزش و پرورش كنوني ايـن است كه فـراگيران را ياري كند تا بتواند از دانش خويش به طور مؤثر استفاده كنند.و از آنجا كه عمر هر رشته دانش بشري دائماً كوتاه تر گشته و قواعدي نوين مستمراً جاي آنها را مي گيرند،
*لذا فراگيران بايد به دانش و همارتهاي فراگيري مجهز باشند تا هيچ گاه در تنگنا قرار نگيرند.
*اين هدف متخصصين و معلمين آموزش و پرورش را ملزم مي سازد تا روش هاي تدريس نوين را به كار گيرند كه منجر
* به چنين دانش و مهارتهايي مي شود.
*بسياري از معلمين از فضاي غيرفعال و شرايط خشك و غيرواقعي كلاس هاي خويش ناراضي هستند.
*آنان به دنبال روشي هستند كه بتواند در دانش آموزان انگيزه كافي جهت كسب دانش و انجام فعـاليت هاي آموزشي
*ايجاد كند.
*بحث دهه هاي اخير ميان مربيان توجه به اين مطلب است چگونه مي توان يادگيري را به بهترين نحو آسان ساخت وبازده آن را افزايش داد؟تجزيه و تحليل هاي بدست آمده خاطرنشان مي سـازد كه نقاط ضعف آموزش در سيـستم هاي انتقال مستقر است.
 
*يادگيري يك فرايند اجتماعي است و فعاليتهاي يادگيري براي رسيدن به مرحله توليد دانش واطلاعات حياتي است .فرزندان ما در كلاس هاي درسي خود از روش هايي بهره مي جويند كه در 50 سال گذشته به كار مي رفت.طرح همياري كه در آغاز اين قرن از طرف جان ديويي مطرح شد،يك چهارچوب آموزشي است كه در آن گروههاي
* دانش آموزي ناهمگن از سوي معلم شكل داده مي شوند و به فعّاليتهايي مي پردازند كه نيازمند همكاري و حمايت دوجانبه است.
*همياري:كمك به ديگران براي دستيابي به اهداف است.استفاده از اين روش بعنوان كوتاهترين و مؤثرترين
* راه آموزش شناخت علمي وجريان اجتماعي پذيرفته شده است.
*استفاده از اين طرح سبب صميميت و اطمينان ميان فردي،احترام به مقررات و خط مشي هاي گروهي،استقلال در يادگيري و احترام به شأن ديگران و تعهد نسبت به كثرت گرايي و وابستگي و صميميت بين افراد خواهد شد.
*هدف نهايي،از كاربست الگوي تدريس يادگيري از طريق همياري دستيابي به فعاليتهاي عالي ذهني است.
*يادگيري از طريق همياري كه در شروع اين قرن از طرف جان ديويي مطرح شد،در چند سال اخير از بحث هاي دائمي آموزش شده است.
*معلمين در اكثر كشورها و در تمام گروههاي سني از دبستان تا دانشگاه از اين روش بهره مي جويند.
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 19:30  توسط مهدی رضائی ریابی  | 

 
الگوهاي تدريس
 
الگوهاي تدريس در واقع الگوهاي يادگيري هستند.ما در حالي كه به شاگردان در كسب اطلاعات، نظرات،مهارتها،راههاي تفكر و اِبراز نظر خود كمك مي كنيم، نحوه يادگيري را نيز به آنان مي آموزيم در واقع استعداد افزوده شاگردان براي يادگيري آسان تر و مؤثرتر در آينده مي تواند مهمترين نتيجه دراز مدت آموزش به علت دانش و مهارتي كه كسب مي كنند و به علت چيرگي آنان بر فرايندهاي يادگيري باشد.
نحوه انجام تدريس اثر بسيار بر توانايي هاي شاگردان براي آموزش به خود دارد،معلمان موفق تنها ارائه دهندگان فره مند و متقاعدگر نيستند بلكه آنان شاگردان خود را به تكاليف سالم شناختي و اجتماعي وارد كرده و به آنان نحوه استفاده مؤثر از آنها را ياد مي دهند.شاگردان خود نحوه ذخيره سازي اطلاعانت به دست آمده از صحبت ها و از خود ساختن آن درس را مي دهند.فراگيران مؤثر اطلاعات،نظرات و